تلفظ های جایگزین: ام ("em"), ام ("om")

قافیه ها برای: ام (aam)

قافیه ها: 271 نتایج

أم، عام، بام، بکام، تام، تمام، جام، جذا م، حام، حجام، حرام، حمام، حکام، خام، خدام، دام، درام، رام، زام، زکام، سام، سلام، شام، شلم، صنام، فام، فخام، قام، قدام، قسام، قلام، لام، لگام، مام، مدام، مسام، مقام، نام، ندام، نمام، نمیام، هام، وام، پام، پنام، چام، کام، کلام، گام، یامبیشتر...

بیام، سیام، صیام، قیام، میام، نیام، خوام، با هم، باهم، راهم، طعام، گاهم، لئام، توام، خواهم، دعام، آرام، آقام، اندام، بابام، باهام، والسلام، پاهام، اینجام، میخام، میخوام، اونام، روزام، موهام، اشکام، برام، بهرام، تمام، تنهام، حرفام، درام، دردام، دستام، سلام، شبام، شبهام، فردام، لبام، مرام، هوام، کلام، اعدام، امام، بخوام، بیام، شعرام، صدام، میام، نگام، چشام، چشمام، حسام، خدام، دنیام، رویام، غلام، مدام، کجام، کدامبیشتر...

between_paragraphs_1

اینجاام، گناهام، التیام، بربیام، برمیام، بوسیام، خوبیام، فکریام، نمیام، کسیام، ماباهم، نگاهم، همراهم، التئام، بارعام، دادهام، دندهام، رفتهام، رگام، زدهام، زندهام، شاخهام، شدهام، قرصام، پیشهام، چهرهام، اینجام، بازخواهم، بخوام، بخواهم، خودخواهم، رنجام، ابراهام، دلارام، رویاهام، سرانجام، والامقام، نمیخوام، زانوهام، اعزام، الکلام، بادوام، قبلنام، ناتمام، نافرجام، نتردام، نفسام، نفسهام، نمیام، والسلام، ویتنام، آشنام، احترام، احتشام، احتلام، اختتام، ازدحام، استحمام، استحکام، استخدام، استشمام، التزام، انتقام، انسجام، انضمام، انهدام، تلگرام، خوبیام، دنیام، عاشقیام، ویلیام، چشمکام، بالام، بهنام، هرکدامبیشتر...

between_paragraphs_2

برنمیام، بچگیام، تنهاییام، تنهاییهام، دیرالتیام، روانیام، لالاییام، نازکیام، زنگاهم، آمدهام، آموختام، اندیشهام، برندهام، دلخستهام، دمیدهام، رسیدهام، نچیدهام، گناهام، خودخواهم، تورویاهام، درازاندام، دردآشام، لاغراندام، نافراهم، آرزوهام، برنمیام، روانیام، زیباکلام، نوتردام، نیکوفرجام، نیکوکلام، والامقام، احمدقوام، امیرنظام، بانضمام، بیرمنگام، تلگرام، جوهرفام، دلخوشیام، شیطونیام، عاشقیام، قرمزفام، میراکرام، نزدیکیام، پرازدحام، پرقوام، کبودفام، میرغلامبیشتر...

اضغاث احلام، بلورین اندام، غبید ابادام، قدیم الایام، لاغراندام، نیکوسرانجام، بگوییام، ننماییام، پنهونیمیام، آذرب‍ﮩ‍رام، بلورين اندام، تيره سرانجام، خجسته فرجام، سلامت انجام، شوريده کلام، فراشی سلام، فرخنده فرجام، قیامت خرام، مسجدالحرام، ملوك الکلام، نمك بحرام، طرفدارام، ازاده خرام، امیرانتظام، سواره نظام، صنوبرخرام، موزون خرام، پرازدحامبیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_3

ثريا مقام، صنوبر خوام، طرابلوس شام، مودت اختتامبیشتر (قافیه های نزدیک)...

مفاخرت ارتسامبیشتر (قافیه های نزدیک)...

سی م‍ﮩ‍رۀ ماه صیامبیشتر (قافیه های نزدیک)...

قافیه های نزدیک: 221 نتایج

کرام، نامم، آثم، آدم، اخم، اشم، باسم، تحاجم، تراجم، تصادم، جازم، جانم، جماجم، حاکم، خاتم، خادم، خالم، خانم، دارم، دمادم، سالم، شناسم، صارم، طارم، طلاسم، ظالم، فراهم، ماتم، محارم، محاکم، مراحم، مراسم، مظالم، مكارم، نادم، ناظم، نمیایم، کتابم، آمد، آمل، امد، امر، امس، امن، بد آمد، تامس، جامد، جامپ، دامن، در آمد، درآمد، دمامل، سامن، سلامت، شامل، قامت، لامپ، محامل، مطامح، ملامت، ملامن، مکامن، ندامت، کامل، کرامت، گامپبیشتر...

احکام، اقوام، انعام، دلارام، ناتمام، ناکام، کارام، داداشم، میخوایم، توام، دوستام، انجام، حرام، حمام، دوام، لبهام، مقام، نخوام، نیام، همرام، پرهام، پیام، حواسم، نیایم، ابرام، الهام، اکرام، خیام، شعرام، علام، غمام، لبام، نظام، پیغام، گمنام

between_paragraphs_4

بیارام، رویاهام، ناآرام، والامقام، خویشکام، سپیدفام، گریشام، پیغام، نمیدارم، نکونام، الکلام، بالتمام، بدفرجام، شباهنگام، مستدام، نینجام، پردوام، ورنیایم، استرحام، استعلام، استفهام، استلزام، اعتصام، اغتنام، انتظام، انقسام، انهزام، اهتمام، بهنام، تلگرام، غیرتام، ورهرام، چشمکام، نمیایم، هیچکدام

بدسرانجام، تورویاهام، دردآشام، طرفدارام، دیرالتیام، ابرو صنام، ابروصنام، احمدقوام، اوج خرام، بالغ كلام، بد سر انجام، خوناشام، روانیام، والامقام، پرقوام، فرونیایم، آب ديد جام، با احترام، برنامه هام، پرازدحام، حسابدارم، روانشناسم

between_paragraphs_5

گندم گونی وام، دیوونگیاشم، خجسته فرجام، نيک سرانجام، پریشان خرام، پنهونیمیام، پیاده نظام، عاقبت الامر، نوجوانان، کارشناسان، آذربایجان، بانوان، ابرقهرمان، خوانندگان، پناهندگان، کارگردان، تیمارستان، روزگاران، طرفداران، متخصصان، محافظان، مسلمانان، نوبهاران، کودکستانبیشتر...

بروجردیان، نعلبندیان، آزمایندگان، برگشتگان، جواهرنشان، خوانندگان، شورانندگان، فروردینگان، فروننشان، فریبندگان، نمایندگان، پناهندگان، گشایندگان

نخلبندیان، کوهدشتیان، برانگیزانندگان، برپاکنندگان، تغییردهندگان، دستوردهندگان، ربادهندگان، سزادهندگان، ناشکنندگان، نظردهندگان، هشداردهندگان، واردشوندگان

between_paragraphs_6

بلطف ال‍له تعالىٰ، رشیندۀ دام هشینان، ريختنگاه آب در دريا، اعتباردهندگان، برانگیزانندگان، تغییردهندگان، دستوردهندگان، عبوردهندگان، پنج و شش و هفت و چ‍ﮩ‍ار

بعنایة ال‍له تعالیٰ، بعون ال‍له تعالیٰ، اعتباردهندگان، قراى صاحب طيلسان

ندانم بسر زنده ام يا بپا

بازگشت به بالا

زبان های دیگر:

en_us en_gb es pt_br fr it de nl sv fi ru uk pl cs sk hr sr bg sq ro hu el tr az kk eo sw id ko ja zh_hans

آیا چیزی را پیدا نمی کنید ویا چیزی آنطور که باید کار کند، کار نمی کند؟
به ما خبر دهید!

آیا این فرهنگ لغت قافیه را دوست دارید؟ ما را لایک کنید و به اشتراک بگذارید: Like us on Facebook

results_right
results_after_content