تلفظ های جایگزین: برات ("braat")

قافیه ها برای: برات (!baraat)

قافیه ها: 269 نتایج

اشراط، بَرات، خراط، سرات، عشرات، مرات، مرارات، معراة، هرات، همرات، ابساط، ابيات، اخمات، اشکات، بلات، بلاط، بیات، تنهات، ثبات، حرفات، حلوات، حیات، خطاط، دستات، دستهات، دعوات، دوات، ذوات، راهت، ساعت، شبهات، صفات، صلات، طاعت، عکسات، غلات، غمات، فدات، فردات، فلات، قنات، لبات، لبهات، لذات، ماهت، ممات، مناط، موات، نبات، نجات، نشاط، نغمات، همذات، هوات، وطواط، وفات، پناهت، کفشات، کلاتبیشتر...

الحیات، بانشاط، لانسلات، خوبیات، روحیات، تکبرات، ابنبات، تجربیات، لنسلات، نورکات، چندساعت، بهمرات، براهت، جنبلاط، دوساعت، شکرنبات، پرنشاط، اثرات، ثمرات، خطرات، عبرات، مسخرات، مشجرات، مضرات، دخترات، مغیرات، حسرات، حشرات، حضرات، سرطراط، سكرات، سکرات، عثرات، عشرات، غمرات، فقرات، فلقراط، قطرات، مبرات، مستعمرات، مناظرات، منکرات، نظرات، نفرات، هزرات، کسرات، کفترات، مخاطرات، مصراة، مطراة، نمراتبیشتر...

between_paragraphs_1

رات، آت، ات، بات، بنات، تات، جات، جرات، جنات، حبات، خات، دات، درات، ذات، ذرات، زلات، سات، ساعت، سبات، شاة، شات، شاهت، صراط، صفات، طات، طاط، فات، فاط، فتات، فرات، قات، قرات، قلات، قنات، لات، مات، مخاط، ملاط، مناط، نبات، نشات، نشاط، نقاط، نکات، هات، وات، پات، کات، گات، گاهتبیشتر...

تجربیات، شکرنبات، اطاعت، پرنشاط، محقرات، معطرات، مقدرات، مقررات، مقنطرات، مکدرات، مکررات، نیترات، جوهرات، مکالمات، اتومات، اتهامات، مجامعات، مجاهدات، مطالبات، مطالعات، مقایسات، مواخذات، مواضعات، مکاتبات، قاینات، تملکات، خزعبلات، متحرکات، مجردات، مرکبات، مزخرفات، مستحبات، مستحدثات، مستدرکات، مستعجلات، مستغلات، مستندات، مصنفات، معتقدات، معلقات، مقدسات، مقدمات، مقطعات، منتخبات، منفصلات، نامعادلات، استطاعتبیشتر...

between_paragraphs_2

معاینات، استخونات، مستدرکات، مستملکات، یاسرعرفات، پرمحسنات، شمیرانات، متناولات، مشهودات، شيرين حرکات، شیرین حرکات، فونتنات، فیصلخات، متصرفات، متعبدات، بی استطاعت، مغيبات، تعلقجات، مستودعات، معوقات، اعتبارات، تغيرات، متجاورات، پراحساسات، پرمباهات، پرانضباط، پرمحسنات، بدیهیات، تهدیدات، متمنیات، نفسانیات، پرتشریفات، جواهرآلات، اضطرابات، تنوعات، اختیارات، اشتباهات، افتخارات، التهابات، انتظارات، خاطرخواهات، مترادفات، متشابهات، متعلقات، متفرعات، متفرقات، مثلثات، ناملایمات، اجتماعیات، انتزاعیات، دیوونگیات، واقعیاتبیشتر...

between_paragraphs_3

پیاده نفرات، موزون حرکات، قدرتى علامات، قرارملاقات، اشرف المخلوقات، باسرع اوقات، باخندهات، سليمان بساط، متنوعاتبیشتر (قافیه های نزدیک)...

عجائب المخلوقاتبیشتر (قافیه های نزدیک)...

قافیه های نزدیک: 214 نتایج

اتات، اداة، ارماط، ازگات، اسماط، اشتات، اشواط، اطماط، اللات، اناة، بتات، بد ذات، برسات، شبهات، ابراست، انداخت، بد ساخت، بدبافت، بر خاست، برخاست، برداست، برداشت، تنهاست، درخواست، دریاست، دریافت، سرراست، سرماست، شباست، صداقت، صفاست، غمهاست، ملامت، نخواست، نداشت، نذاشت، نواخت، هواست، پرداخت، پنداشتبیشتر...

ابنبات، اندریافت، بازنداشت، بازپرداخت، وانداشت، دوساعت، پرنشاط، برانداخت، درانداخت، دربرداشت، ننواخت، نپرداخت، الحیات، بنواخت، بپرداخت، پنداشت، یکنواخت، پرصداقت، اندرآ، انقضا، بارونا، خداوندا، ماشالا، پاناما، الکلام، والسلام، سینما، میالا، سرپناه، عشاقا، ماوا، مغزا، همصدا، سرفراز، نگردان، همراهم، پدرجان، چندهزار، گندمزار، فحشا، فصلا، فعلا، کاسا، یادا، ویتنام، یاهوار، خودگرابیشتر...

between_paragraphs_4

آفت، آلت، آنت، است، باخت، بافت، تاخت، جاست، جراحت، حاجت، حالت، حرارت، حماقت، خاست، خواست، داشت، راست، ساخت، ساکت، سلامت، سماجت، صداقت، ضمانت، طبابت، قامت، لجاجت، ماست، مساحت، ملامت، ندامت، نزاکت، نظارت، هاست، کارت، کاست، کاشت، کثافت، کرامت، گذاشت، یافتبیشتر...

اندریافت، شکرنبات، پرصداقت، خداوندا، فرمانروا، کلاهبردار، فریادا، تصویربردار، فروشگاه، اندرآ، انقضا، کانادا، پرورشگاه، ابدا، اساسا، اعضا، اعطا، اقلا، امضا، انگا، اولا، بارونا، خودگرا، سروصدا، اوباما

خسرونیا، محمدجواد، سیاستمدار، شریعتمدار، حرمسرا، فرمانروا، مهمانسرا، آفتابگردان، انبارگردان، تصویربردار، تفسیربردار، روانگردان، فرمانبردار، پرورشگاه، کلاهبردار

between_paragraphs_5

کاریکاتوروار، کاروانسرا، آسمانخراش، فروردینگان، آزمایندگان، برگشتگان، خوانندگان، ربایندگان، شورانندگان، فروننشان، نمایندگان، گشایندگان، واردشوندگان، باورمندان، جواهرنشان، شکافندگان، فریبندگان، پرورندگان، پناهندگان

واردشوندگان، برانگیزانندگان، برپاکنندگان، تغییردهندگان، دستوردهندگان، ربادهندگان، سزادهندگان، عبوردهندگان، ناشکنندگان، هشداردهندگان، یاددهندگان، آتشين هفت اژدها، نظردهندگان

ريختنگاه آب در دريا، اعتباردهندگان، برانگیزانندگان، تغییردهندگان، دستوردهندگان، عبوردهندگان، پنج و شش و هفت و چ‍ﮩ‍ار، بلطف ال‍له تعالىٰ، سی م‍ﮩ‍رۀ ماه صیام، رشیندۀ دام هشینان

between_paragraphs_6

اعتباردهندگان، قراى صاحب طيلسان، بعنایة ال‍له تعالیٰ، بعون ال‍له تعالیٰ

ندانم بسر زنده ام يا بپا

بازگشت به بالا

زبان های دیگر:

en_us en_gb es pt_br fr it de nl sv fi ru uk pl cs sk hr sr bg sq ro hu el tr az kk eo sw id ko ja zh_hans

آیا چیزی را پیدا نمی کنید ویا چیزی آنطور که باید کار کند، کار نمی کند؟
به ما خبر دهید!

آیا این فرهنگ لغت قافیه را دوست دارید؟ ما را لایک کنید و به اشتراک بگذارید: Like us on Facebook

results_right
results_after_content