تلفظ های جایگزین: جان ("!jaane"), جان ("jaann")

قافیه ها برای: جان (jaan)

قافیه ها: 266 نتایج

آن، أن، ان، بآن، بان، برآن، بران، تان، حزان، خان، خزان، خلان، خوان، دان، دنان، دکان، ران، رزان، زآن، زان، زبان، زمان، زنان، سان، ستان، سکان، شان، شبان، فشان، فلان، قران، لان، لبان، مان، مکان، نان، نشان، هان، وان، پان، چنان، کان، کران، کسان، کمان، کنان، گان، گران، گمان، یانبیشتر...

آجان، اشجان، انجان، با جان، جان جان، شاه جان، لارجان، بيجان، بیجان، تيجان، دیو جان، نيم جان، نیم جان، بوزجان، موجان، مورجان، ارجان، بجان، خشجان، درجان، رجان، ردجان، زنجان، سجان، سخت جان، سنجان، سنك جان، سنگ جان، سگ جان، شجان، شه جان، لفجان، مجان، مرجان، م‍ﮩ‍رجان، کجان، دجان، عجان، فنجان، لنجان، هجان، برجان، جرجان، جوزجان، خشكجان، دوجان، سك جانبیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_1

آقاجان، باباجان، مراجان، کاکاجان، اندیجان، تدریجا، دلیجان، علیجان، لاریجان، لاهیجان، هندیجان، کمیجان، گلیجان، آهن جان، اردجان، ارزنجان، ارسنجان، اره جان، اسفنجان، اندجان، اونجان، بادمجان، برنجان، بگنجان، رفسنجان، سیرجان، فسنجان، مرنجان، نرنجان، نوجان، نگنجان، هیجان، پدرجان، پسرجان، اخشيجان، النجان، بادنجان، ردجان، تروجان، منوجانبیشتر (قافیه های نزدیک)...

آتشين جان، آهنين جان، علیجان، افسرده جان، بادمجان، بانوجان، برازجان، پرهیجان، پولاد سنجان، خالولنجان، خاولنجان، با دل و جان، بسر و جان، آشنایان، احتمالا، جاناتان، روزگاران، شبانگاهان، مسلمانان، میگساران، ایرانیان، بدگویان، شجریان، شریفیان، عندلیبان، مرادیان، اتوبان، آهنگران، برنگردان، خنیاگران، مسلما، نامهربان، پانسمان، آتشفشان، افغانستان، بازماندگان، بیمارستان، تیمارستان، خاموشان، دهندگان، مادران، پاکستان، پرندگان، کودکان، کودکستان، باریکلا، بجنبان، نرنجان، گروگانبیشتر...

between_paragraphs_2

آذربایجان، اسفنجولیجان، قافيه سنجان، ملاممدجان، نوبندجان، پرهیجان، آذربيجان، نوجوانان، کارشناسان، یهودیان، بانوان، ابرقهرمان، بازندگان، بینندگان، حقوقدان، خوانندگان، روانگردان، موسیقیدان، پناهندگان، کارگردان، برگزیدگان، تیمارستان، جوهریان، روزگاران، طرفداران، فرومایگان، متخصصان، محافظان، مسلمانان، نوبهاران، پرستندگان، کودکستانبیشتر...

سیمین صولجان، بروجردیان، میرشکاریان، ناشنوایان، نعلبندیان، آزمایندگان، باورمندان، برگشتگان، جواهرنشان، خوانندگان، شورانندگان، شکافندگان، فروردینگان، فروننشان، فریبندگان، نمایندگان، واردشوندگان، پرورندگان، پناهندگان، گشایندگان، غیرسازندگانبیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_3

هر سويه پادشاهان، کله گوشه بر آسمان، نخلبندیان، کوهدشتیان، برانگیزانندگان، برپاکنندگان، تغییردهندگان، دست و دهن آب كشان، دستوردهندگان، ربادهندگان، سزادهندگان، عبوردهندگان، ناشکنندگان، نظردهندگان، هشداردهندگان، واردشوندگان، پرورش آموختگان، چ‍ﮩ‍ار ديوار ج‍ﮩ‍ان، یاددهندگانبیشتر (قافیه های نزدیک)...

رشیندۀ دام هشینان، اعتباردهندگان، برانگیزانندگان، تغییردهندگان، دستوردهندگان، عبوردهندگانبیشتر (قافیه های نزدیک)...

اعتباردهندگان، قراى صاحب طيلسانبیشتر (قافیه های نزدیک)...

قافیه های نزدیک: 216 نتایج

فسان، قان، قبان، چسان، چلان، ژبان، ظان، امن، باطن، دادن، دامن، سامن، ساکن، فلاخن، قارن، مارن، محاسن، مخازن، مساکن، مقارن، ملامن، مکامن، میاین، ناخن، نمیاین، گشادن، آنت، آنش، آنك، انج، اند، انف، انك، بانس، بانك، بانک، بانگ، بجانب، بجانب ِ، بماند، تانك، جانب، جانم، جضانت، خانج، خانم، خواند، دانگ، زانت، سکانس، شمانت، ضمانت، غانج، فرانس، فرانك، فطانت، قانص، قلانس، ماند، مانش، مانك، مجانس، مساند، ملانت، وانجبیشتر...

between_paragraphs_4

آسمان، باران، جانان، داستان، پایان، یاران، ایران، ایمان، بیان، طوفان، اصلا، الان، امان، توان، جهان، حرفا، خزان، خندان، درمان، روان، زبان، زمان، لیلا، مستان، همان، بخوان، بدان، بمان، تهران، میان، نشان، پنهان، چشمان، چنان، سلطان

بهاران، بیابان، خیابان، هزاران، حیران، دقیقا، عزیزان، پریشان، ارغوان، دوران، دیگران، سرگردان، قهرمان، مهربان، ناگهان، نتوان، نگران، آسمان، امتحان، جاودان، زمستان، عاشقان، همگان، واقعا، کاروان، گلستان، همچنان

بمباران، طرفداران، قهرمانان، نگهبانان، بدگویان، مسیحیان، خنیاگران، دانشمندان، کارگردان، کنندگان، گذشتگان، افغانستان، برایان، خدایان، خزندگان، دبیرستان، دختران، رهبران، سازندگان، ستارگان، عربستان، فرزندان، فرشتگان، مجارستان، مخالفان، مغولستان، نرنجان، نوازندگان، کارکنان

between_paragraphs_5

برخورداریان، بقاییان، ابرقهرمان، ترمینان، خوانندگان، خواهندگان، رقصندگان، شورانندگان، پناهندگان، پیوستگان، کوچندگان، غریبیان، فروزندگان، روانگردان

دراویدیان، علیمرادیان، متوکلیان، نخلبندیان، کسراییان، باورمندان، فروردینگان، برگشتگان، جواهرنشان، علیپوریان، غیرسازندگان، فروننشان

کوهدشتیان، برانگیزانندگان، تغییردهندگان، دستوردهندگان، ربادهندگان، عبوردهندگان، واردشوندگان، مفاخرت ارتسام، اکثریت آراء، بحمد ال‍له تعالىٰ، برانغارو جوانغار، جوانغار و برانغار، لا اله الا ال‍له، متساوی الاضلاع، گلو گرفته آواز، سرخ شبان باهودار، عجائب المخلوقات، آتشين هفت اژدها، دو عيار طرار، بر كار بستن كسی را، هفت پر ثريا، سه ایوان دماغ، متلون مزاج، ناصيه داران پاك، انتله سودا، درفشى كردن خودرابیشتر...

between_paragraphs_6

بلطف ال‍له تعالىٰ، اعتباردهندگان، ريختنگاه آب در دريا، پنج و شش و هفت و چ‍ﮩ‍ار، سی م‍ﮩ‍رۀ ماه صیام

بعنایة ال‍له تعالیٰ، بعون ال‍له تعالیٰ

ندانم بسر زنده ام يا بپا

بازگشت به بالا

زبان های دیگر:

en_us en_gb es pt_br fr it de nl sv fi ru uk pl cs sk hr sr bg sq ro hu el tr az kk eo sw id ko ja zh_hans

آیا چیزی را پیدا نمی کنید ویا چیزی آنطور که باید کار کند، کار نمی کند؟
به ما خبر دهید!

آیا این فرهنگ لغت قافیه را دوست دارید؟ ما را لایک کنید و به اشتراک بگذارید: Like us on Facebook

results_right
results_after_content