تلفظ های جایگزین: حال ("haal"), حال ("!haalo")

قافیه ها برای: حال (!haale)

قافیه ها: 333 نتایج

بال، حاله، حالو، حالِ، خال، سال، ساله، سالِ، فال، فالِ، لال، لاله، مال، ماله، مالِ، ناله، واله، پیاله، آخه، آره، آه، آینه، اشک، اگه، باد، باده، بار، باره، باشه، باغ، تاب، تار، تازه، جاده، جام، جان، جای، خانه، خاک، خواب، داد، داده، دار، داره، داغ، راز، راه، زار، ساده، ساز، سایه، لای، مانده، ماه، ناز، نام، هات، هام، هامو، های، واسه، پاره، پاک، پای، کار، یاد، یاربیشتر...

باحال، ماسال، اینحال، بیخال، فوتسال، استماله، درحال، درسال، سرحال، سرحاله، صدساله، ضدحال، محالِ، هرسال، وربال، چندسال، چندساله، ببال، بماله، بواله، شهبال، یکسال، یکساله، توفال، توماله، خردسال، خشکسال، دوسال، دوساله، وسال، آدام، برادرزاده، رادار، زاخار، مازیار، ماندگار، وامانده، کارساز، کارنامه، کارگاه، کامیار، گرانمایه، اینکار، ایکار، میآیه، میپاشه، روزکار، رویاس، برداشته، تختخواب، تسلای، دنیاس، شبتاب، شهردار، شهرزاد، غمنامه، فرزاد، لواشک، نخواسته، نساخته، نناز، همخوان، بتابه، بداد، بساخت، بهداد، بپای، بکار، بکاره، دلباخته، چشمکام، اسکاربیشتر...

between_paragraphs_1

ل، له، اى، ب، به، بہ، ت، ث، خ، ده، دِ، ز، زِ، سه، شه، ف، قبر، كه، مه، ه، هه، ي، يه، ِ یه، پ، چ، چه، ژ، ک، که، ی، یهبیشتر (قافیه های نزدیک)...

میانسال، هانیبال، والیبال، نکوحال، خردسال، خشکسال، سبکبال، کرولال، آواتار، شناسنامه، هزاربار، گرانمایه، شالیزار، علیزاده، نمیداره، نمیسازه، اردوگاه، آهنگساز، احمدزاده، تبهکار، تفنگدار، خدمتکار، خواهرزاده، دعوتنامه، رصدخانه، لنگرگاه، ماندگار، وطندار، اسکار، تختخواب، دادخواست، دلباخته، روزکار، شبتاب، شهردار، شهرزاد، غمنامه، چشمکام، کارساز، کارنامه، کارگاه، کامیاربیشتر...

میانسال، اعتبارنامه، علیزاده، برادرزاده، جنایتکار، خداوندگار، خیانتکار، دردسرساز، سفارتخانه، موافقتنامه، ندامتگاه، آزمایشگاه، آسایشگاه، آهنگساز، دفتردار، دولتشاه، قرارگاه، مادرزاد، مسافرخانه، مهمانخانه، نمایشنامه، پرسشنامه، تفرجگاه، توافقنامه، توقفگاه، مخفیگاه، هزارباربیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_2

اعتباردار، اعتبارنامه، مقواساز، معرفینامه، استراحتگاه، مجالستگاه، موافقتنامه، اختیاردار، اختیارنامه، اعتقاددار، اعتقادنامه، اعتمادنامه، افتخارزاده، برابرساز، برادرزاده، مسافرخانه، ملاقاتگاه، منتظرزاده، عسلتدنبال، خاورمیانه، دستانگرانه، متمدنانه، پرطرفدار، غیرعادلانه، پراشتباه، پرافتخار، درازگیسوان، بلندپروازانه، خداشناسانه، خرداندیشانه، ارادتمندانه، سوگمندانه، ظفرمندانه، متعبدانه، بزرگوارانه، دلخواهانه، شنوندگان، صورتحساب، متاهلانه، متشرعانه، متعاملانه، متعصبانه، متفننانه، متقلبانهبیشتر...

آزاداندیشانه، بازجویانه، خرداندیشانه، دگراندیشانه، ارزشمندانه، اندوهمندانه، روستامنشانه، ظفرمندانه، غیرتمندانه، قدرتمندانه، پیروزمندانه، ماجراجویانه، آزادمنشانه، آسودمندانه، توانمندانه، ثروتمندانه، نیازمندانه، هدفمندانهبیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_3

فراستمندانه، ارزشمندانه، اندوهمندانه، سخاوتمندانه، شرافتمندانه، غیرتمندانه، قدرتمندانه، نیرومندانه، بهبوددهنده، تهدیدشونده، فروننشانده، پیشنهاددهنده، نااندیشیده، استمراردهنده، اعتباردهنده، امیددهنده، انتشاردهنده، بازننمایانده، برانگیزاننده، تذکردهنده، تغییردهنده، تقاضادهنده، ثمردهنده، دردسردهنده، دستوردهنده، عبوردهنده، متولدشده، نویددهنده، پدیدارنمودهبیشتر (قافیه های نزدیک)...

اعتباردهنده، جاثى علىٰ ركبتيهبیشتر (قافیه های نزدیک)...

قافیه های نزدیک: 211 نتایج

جاده، خوابه، خواست، دام، راهه، شاخه، شانه، شاه، قاب، نامه، چاره، کاره، کام، گاه، آره، باده، باره، باشه، تازه، خانه، داده، ساده، ساله، لاله، مانده، ناله، پاره، آخر، خاطر، ساحل، عالم، حالت، عادت، یادت، آتش، عاشق

between_paragraphs_4

وامانده، کارنامه، هاروارد، هاوارد، جاودانست، رواله، روبات، دنیاس، چشمکام، غمنامه، نساخته، چندساله، گهواره، انگاشتم، ندارش، بهداد، فرزاد، بتابه، بواله، بکاره، بیافته، دلباخته، یاخته، باسن، بدانم، بسازن، چهارم، براهت، بیادت، بیادش، درحال، لواشک، تفاهم

به، ته، مه، نه، چه، که، دل، دله، سحر، سر، غیر، می، نی، هی، پر، پی، کی، گل، ام، بین، من، منه، هم، قدر، ست، عطر، فکر، یک، است، اسم، حس، حیف، سفر، شعر، عشق، قسم، مث، مثل، چشم، گرفتبیشتر...

اظهارنامه، فداکار، فراخوان، قرارگاه، هزاربار، کشتارگاه، شناسنامه، علیزاده، نمیارزه، کامیار، احمدزاده، خواهرزاده، دعوتنامه، رصدخانه، پدرخوانده، دوستدار، رخداد، چشمکام، دستپاچه، دلباخته، غمنامه، مودبانه، کارنامه، غیرقابل، تختخواب

between_paragraphs_5

اعتبارنامه، علیزاده، آهنگرخانه، برادرزاده، سفارتخانه، موافقتنامه، خیانتکار، دخترخاله، مادرخوانده، مسافرخانه، مهمانخانه، نمایشنامه، پدرخوانده، پرسشنامه، قرارگاه، توافقنامه

اعتبارنامه، معرفینامه، موافقتنامه، اختیارنامه، اعتقادنامه، اعتمادنامه، افتخارزاده، امتدادیافته، برادرخوانده، برادرزاده، مسافرخانه، منتظرزاده، خاورمیانه، غیرمحرمانه، غیرعادلانه، غیرماهرانه، مادرسالار، سوگمندانه، صورتحساب، ظفرمندانه، متزلزلانه، والامنشانه، آبرومندانه، خاطرخواتم، خدانگهدارت، متبحرانه، بپناهانم، نوبهارانتبیشتر...

between_paragraphs_6

ارزشمندانه، اندوهمندانه، ظفرمندانه، غیرتمندانه، قدرتمندانه، پیروزمندانه، فروننشانم، روستامنشانه، کاروانسالار، بازننمایانم، ثروتمندانه، علاقمندانه، نیازمندانه، آزادمنشانه، متمولانه

ارزشمندانه، اندوهمندانه، سخاوتمندانه، شرافتمندانه، غیرتمندانه، قدرتمندانه، نیرومندانه، زرين جناح و محالب، بازخواندیم، برگشودیم، بازننمایاندم، بازنماندیم، بازننمایانیم، بپروراندیم، خواهشمندیم

انترتینمنت، فروننشاندیم، بازننمایاندیم

بازگشت به بالا

زبان های دیگر:

en_us en_gb es pt_br fr it de nl sv fi ru uk pl cs sk hr sr bg sq ro hu el tr az kk eo sw id ko ja zh_hans

آیا چیزی را پیدا نمی کنید ویا چیزی آنطور که باید کار کند، کار نمی کند؟
به ما خبر دهید!

آیا این فرهنگ لغت قافیه را دوست دارید؟ ما را لایک کنید و به اشتراک بگذارید: Like us on Facebook

results_right
results_after_content