تلفظ های جایگزین: حتی ("!hattee")

قافیه ها برای: حتی (!hatee)

قافیه ها: 265 نتایج

ارطى، بستى، بستي، بستی، بطی، تختی، خاطی، خبطی، خسته ی، خطى، خطی، دستى، دستی، دشتى، دشتی، ربطی، رستی، رشتی، رفتى، رفتي، رفتی، سختي، سختی، سختیه، شرطی، شستی، غلتی، قحطی، قطعی، لختی، مستی، مشتی، مفتی، نفتی، هستي، هستی، هشتی، وقتى، وقتي، وقتی، وقتیه، پتی، پرتی، پستی، کشتی، کشتیه، گشتیبیشتر (قافیه های نزدیک)...

بازگشتی، باسختی، جادستی، خامدستی، پاتختی، پاکدستی، کاردستی، گراندستی، خورشتی، روتختی، رودستی، دربرفتی، دررفتی، درنرفتی، سردشتی، سرشتی، نرستی، نرشتی، نرفتی، نغلتی، نهشتی، نکشتی، نگشتی، هملختی، وردستی، وررفتی، کنددستی، ببستی، بربطی، برستی، برشتی، برفتی، بشستی، بغلتی، بکشتی، بگشتی، غیرخطی، غیرشرطی، غیرقطعی، غیرنفتی، ژوستی، یکدستی، تنددستی، دودستی، نوفرستیبیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_1

تى، تی، ای، ایه، برقی، به یه، بى، بي، بي ی، بی، جی، حسنی، حسنیه، خی، دی، ذی، زی، سی، شی، شیعی، شیهه، فی، قوشى، قى، كي، لی، می، نی، ِ بی، ِ چی، چى، چي، چی، ژی، کي، کی، گی، ی یهبیشتر (قافیه های نزدیک)...

اطاعتی، گراندستی، تهیدستی، فرورفتی، درنرفتی، کنددستی، تنددستی، خامدستی، دربرفتی، غیرخطی، غیرشرطی، غیرقطعی، غیرنفتی، پاکدستی، کاردستی، ترمزدستی، سبکدستی، نوفرستی، ارشادگری، خدابخشی، دنیاگردی، شیاربندی، غربالگری، مربیگری، نگارگری، ویرانگری، پرتابگری، دستیابی، ردیابی، قدیرعلی، نمیاری، نمیخندی، نمیگردی، درودگری، اردبیلی، ترفندگری، خواهرزنی، درفشگری، درنوردی، زحمتکشی، سودبخشی، شرفکندی، ناوردگری، کوهنوردی، اعلی، بارکلی، دستگردی، روزمرگی، سازشگری، شوتزنی، پرسبزی، پرمغزی، چرخشگریبیشتر...

between_paragraphs_2

بیابانگردی، دشمنانگی، عاشقانگی، آدمیگری، ارزشیابی، ایرانیگری، بازاریابی، فلزیابی، منشیگری، خسروشهری، حجامتگری، ضربعلی، محمدعلی، ارتشبدی، ایرانشهری، بازارگرمی، ثمربخشی، حسابگری، سپرگری، سپهبدی، فشارقوی، مسافربری، نکوهشگری، نگارگری، پرسشگری، گروکشی، گزینشگریبیشتر (قافیه های نزدیک)...

اعتباربخشی، مقصریابی، مسافربری، مسافرکشی، جستجوگری، پرصداقتی، اردبهشتی، پاکدشتی، کوهدشتی، غیرمعرفتی، فراملیتی، بامتانتی، بدخدمتی، برافراشتی، بربیفراشتی، بلندهمتی، خورشیدپرستی، بشکافتی، نشکافتیبیشتر (قافیه های نزدیک)...

بازخواندی، شهرنشینی، برنگردوندی، فراستمندی، ایندیراگاندی، بپروراندی، فرونگذاردی، ارزشمندی، تاریخمندی، سخاوتمندی، عزیزمحمدی، غیرتمندی، قدرتمندی، قلقشندی، محمدمهدی، تکرارناشدنی، مهارناشدنی، پیکرتراشیبیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_3

توروتنهانمی، فروننشاندی، بازننمایاندی، خاکسترنشینی، چادرنشینی، چادر پوش قلندری، گلو فرو آمدگی، محرم اسرار منی، سوگند اسوگندی، قراى طيلسانى، هزارتومانی، پیغاماپیغامی، کالسکه بخار سازی، ک‍ﮩ‍ین نامه یزدانی، افتخارآفرینی، سپس رفتگىء بينىبیشتر (قافیه های نزدیک)...

خاکسترنشینیبیشتر (قافیه های نزدیک)...

دو خادم حبشى و رومى

قافیه های نزدیک: 195 نتایج

هستی، بدی، بردی، بری، حرفی، دردی، روی، زدی، شبی، فرقی، لیلی، معنی، منی، نمی، هرچی، هرکی، ولی، پی، کردی، کسی، کمی، یعنی، یکی، شبیه، اسیر، درگیر، دلیل، نگیر، ترین، زمین، غمگین، هستیم، همین، کردیم، رسید، نزدیک، عزیز، رفیق

بازرسی، بانمکی، تاکسی، واردی، الرحیم، آفرید، بلاتکلیف، نارفیق، میگردیم، میرسید، میکشید، خوامی، روزمرگی، تشنگی، سرشکی، نبری، نترسی، نخندی، نزدی، نمردی، نمکی، نپری، نگردی، برترین، نترسیم، نرقصید، نکشید، بخری، برهی، بیدی، زورکی، بشویم، برسید، برقصید

between_paragraphs_4

تیر، خیر، دیر، زیر، سیر، شیر، میل، پیر، گیر، ی، ایم، این، بین، تیم، دین، ریم، زین، شیم، مریم، چین، گریم، بید، دید، سیب، عید، تیک، ریز، میز، نیز، چیز، گیج، بیش، تیغ، خیس، نیس، نیست، هیچ، پیش، پیچ، کیستبیشتر...

آزادگری، جداسری، ویرانگری، نیازردیم، بلاتکلیف، غیرقطعی، ردیابی، تعمیرپذیر، تغییرپذیر، نمیرسیم، فرورویم، اردبیلی، سپهبدی، پیوندپذیر، گزندپذیر، دفترتحکیم، زیرسطحی، پرزگیل، ادرین، خودفریب، زیرنویس، شرفکندی

بیابانگردی، انتقادپذیر، علینقی، میانجیگری، یاریگری، تغییرپذیر، هدایتگری، آغازگری، تاکینسلی، تراوشگری، حسابگری، خسروشهری، فریبرزی، همزادپنداری، تفسیرپذیر، تکرارپذیر، دفترتحکیم، نیازردیم، دستورنویس، هزارجریببیشتر...

between_paragraphs_5

نورماندی، دربماندید، میسوزونی، ارزشمندی، قدرتمندی، سخنرانی، وابرهاندی، نازنینی، یاسینی، باورنکردنی، علاقمندی، نگرونی، جدانشدنی

بازبستاندید، بازخواندید، شهرنشینی، افتخارآفرین، بازننهادید، بپروراندید، نپروراندید، نپناهاندید، ارزشمندی، تاریخمندی، سخاوتمندی، غیرتمندی، قدرتمندی، قلقشندی، محمدمهدی، پیکرتراشی

توروتنهانمی، فروننشاندی، فروننشاندید، بازننمایاندید، خاکسترنشینی، چادرنشینی، قدرتمندترین، توروتنهانمی، هزارتومانی، شویکۀ ابراهیم

خاکسترنشینی، بشويكهٴ ابراهيم

بازگشت به بالا

زبان های دیگر:

en_us en_gb es pt_br fr it de nl sv fi ru uk pl cs sk hr sr bg sq ro hu el tr az kk eo sw id ko ja zh_hans

آیا چیزی را پیدا نمی کنید ویا چیزی آنطور که باید کار کند، کار نمی کند؟
به ما خبر دهید!

آیا این فرهنگ لغت قافیه را دوست دارید؟ ما را لایک کنید و به اشتراک بگذارید: Like us on Facebook

results_right
results_after_content