تلفظ های جایگزین: خود ("!khode"), خود ("khud")

قافیه ها برای: خود (khod)

قافیه ها: 144 نتایج

بد، شد، مد، مُد، هودبیشتر (قافیه های نزدیک)...

با خود، باخود، یاخود، بى خود، بی خود، بیخود، بخود، بد خود، بر خود، سر خود، سرخود، زخود، نخود، احد، باربد، بازد، داود، رادد، رامبد، قالبد، لابد، واشد، کالبد، بيهود، مي شد، می شد، میبد، میشد، هیربد، روبد، اود، برهود، رپد، سرشد، سفرود، طود، عضد، عمرد، فرتود، فود، قود، محدود، مرشد، نبد، نسرد، نشد، هود، هير بد، اثمد، بشد، بلغد، ب‍ﮩ‍ود، جدجد، خشند، دشبد، دوبد، عنجد، غدغد، فرهد، قنفد، وجود، کنجدبیشتر...

کلاهخود، خودبخود، سمن خد، خود بخود، ببازد، تباعد، تحاسد، تزاید، تشاهد، تصاعد، تقاعد، توالد، نبازد، پوراحد، پورداود، نمیشد، فروشد، آمد شد، آمدشد، اسب‍ﮩ‍بد، اسف‍ﮩ‍بد، اسپ‍‍ﮩ‍بد، انبرد، بر افرود، برفرود، تا حد، تبغدد، تجدد، تجرد، تجلد، تردد، ترصد، تزهد، تشدد، تش‍ﮩ‍د، تعبد، تعدد، تعمد، تفقد، تمدد، تمرد، سپهبد، نفود، گردنبد، ارتشبد، بفرود، بيهود، بخشند، بوجود، بوسد، زمردبیشتر...

between_paragraphs_1

سپ‍ﮩ‍ابد، خودبخود، بنهنبد، بى تردد، دستجرد، دولتمرد، شيد اسپ‍ﮩ‍بد، ننهنبد، نور اسپ‍ﮩ‍بد، گردنبد، کلاهخود، ارتشبد، بر و فرود، تقيد، زهرآلود، سپهبد، پرستشبد، تزود، تعود، ت‍ﮩ‍ودبیشتر (قافیه های نزدیک)...

محمدداود، دولتمرد، سیاستمرد، تیشه بر خود، تیشه روبخودبیشتر (قافیه های نزدیک)...

هفت شهر طلسم نمرودبیشتر (قافیه های نزدیک)...

قافیه های نزدیک: 187 نتایج

برد، بسد، بعد، ترد، تلد، تند، توند، جزد، جغد، جند، خرد، خلد، خورد، درد، دزد، دغد، رشد، زهد، سعد، سغد، شرد، صغد، ضود، عجد، عكد، عود، غند، لرد، لند، مرد، مزد، مُرد، مژد، چغد، کرد، کند، گرد، گزد، گند، گودبیشتر...

آخوند، آورد، بازخورد، بالگرد، خوابگرد، سالگرد، کاربرد، کارکرد، ایرلند، میبرد، میخورد، میمرد، پیرمرد، دوربرد، روزمزد، افسرد، برخورد، دستبرد، دستمزد، سرگرد، غرولند، مدزد، نخورد، ندرد، ندزد، نسرد، نمرد، سپرد، فشرد، پیگرد، سرخود، بخورد، بدرد، بدزد، بکند، بگرد، شمرد

between_paragraphs_2

اسکاتلند، بادآورد، جهانگرد، درآورد، دریاگرد، رهآورد، شهرآورد، صحراگرد، نیاورد، جوونمرد، گلودرد، خودبخود، بدبرخورد، عقبگرد، ارتشبد، بالگرد، تایلند، خوابگرد، دستمزد، دستگرد، دوربرد، رویکرد، سالگرد، نسپرد، پایمزد، پیرمرد، پیگرد، کاربرد، کارکرد

بادآورد، بازنیاورد، برنیاورد، بیابانگرد، درنیاورد، رهآورد، شهرآورد، وردآورد، گردآورد، بنهنبد، گردنبد، پربرخورد، بزرگمرد، جوونمرد، مادربرد، بازنشمرد، برنشمرد، برنیاشوب، بی تناسب، متناوب، متصلب، پاشنه كوب، پرتعصب، خره چوب، مقابل کوب، آقابزرگ، بابابزرگ، بسا بزرگ، تصوب، خودبزرگ، دستار بزرگ، لکد و کوب، مادربزرگ، پدربزرك، پدربزرگبیشتر...

between_paragraphs_3

پرتعصب، استخوان بزرك، استخوان بزرگ، پدربزرگ، آرزوهامو، تصویربردار، دلتنگیامو، موتورسوار، والامقام، پرغبار، کلاهبردار، خاطرهامون، نرسیدیم، روزامونو، سرنوشتمو، گردنبند، کریستوفر، ابرقدرت، نبودنتو، پرقدرتبیشتر...

اختیاردار، اعتباردار، اعتقاددار، بمونماشکاتو، تصویربردار، تفسیربردار، فرمانبردار، پراضطراب، پرهوادار، پریشونیامو، کلاهبردار، درنگرفتیم، برگسلانیدن، خاطراتمونو، بینبارم، درنگرفتند، بزرگمردی، آذر زردهشت، رختشور، پرتنوعبیشتر...

مرافراموش مکن، تنگ ميدانى صبح، پرستيديژى تاسيون، فرا بافتن دروغ

سايه پروردگان خم

between_paragraphs_4

گندم نمای جو فروش

بازگشت به بالا

زبان های دیگر:

en_us en_gb es pt_br fr it de nl sv fi ru uk pl cs sk hr sr bg sq ro hu el tr az kk eo sw id ko ja zh_hans

آیا چیزی را پیدا نمی کنید ویا چیزی آنطور که باید کار کند، کار نمی کند؟
به ما خبر دهید!

آیا این فرهنگ لغت قافیه را دوست دارید؟ ما را لایک کنید و به اشتراک بگذارید: Like us on Facebook

results_right
results_after_content