تلفظ های جایگزین: زیر ("!zeero"), زیر ("zeer")

قافیه ها برای: زیر (!zeere)

قافیه ها: 292 نتایج

تیر، تیره، جیره، خيره، خیره، دیره، زير، زیره، زیرِ، سمیر، سیره، شیر، ميره، می ره، میر، میره، پیر، چیره، گيره، گیره، ایده، اینه، اینکه، بیفته، بیم، بیوه، تیشه، تیغ، تیک، تیکه، جیب، جیک، حیله، خیس، خیسه، دیده، دین، دیو، دیکته، دیگه، ریخته، ریزه، ریشه، سیم، سینه، شیش، شیشه، فیلم، میده، میز، میشه، میوه، میگه، نیمه، هیچه، پیش، پیشه، پیشِ، پیله، پینه، پیچه، چیز، چیزه، چین، چیه، چیکه، کیسه، کیف، کینه، کیهبیشتر...

خاکشیر، ساتیر، مالمیر، شکسپیر، ممیر، کرتیر، بزیر، فجیره، پیگیره، ازپیش، بارچین، بالتیک، تاجیک، جفاپیشه، خارچین، صداپیشه، ماتیک، واریخته، پارچین، کمااینکه، تیوریزه، سینتیک، بوتیک، جورچین، خوشیش، روبیده، روبیم، سولفیت، گواینکه، بدپیله، بدکینه، برچیده، دستچین، سربیشه، سرکیسه، سنگریزه، سنگچین، ممیز، ممیزه، نریخته، نچین، ژنتیک، بخیزی، دلپیچه، فریزه، مرتیکه، مهمیز، سلتیک، مشمیز، پلتیکبیشتر...

between_paragraphs_1

اى، ب، به، بہ، ت، ث، خ، ده، دِ، ز، زِ، سه، شه، ف، قبر، كه، ل، له، مه، ه، هه، ي، يه، ِ یه، پ، چ، چه، ژ، ک، که، ی، یهبیشتر (قافیه های نزدیک)...

جوانشیر، ماهاتیر، علیشیر، آتشگیره، بهمنشیر، خاکشیر، مالمیر، پیگیره، تقواپیشه، جفاپیشه، رباتیک، رمانتیک، روباتیک، رومانتیک، شماتیک، صداپیشه، نیامیز، حروفچین، فروریخته، برنچیده، برنچین، خبرچین، هنرپیشه، بارچین، بالتیک، تاکتیک، جورچین، حاصلخیزی، خارچین، دستچین، دلپیچه، سنگریزه، سنگچین، شاعرپیشه، مهمیز، پلتیک، آجرچینبیشتر (قافیه های نزدیک)...

علیشیر، کلاسیسیم، جوانمردپیشه، آتشگیره، جوانشیر، حاصلخیزی، حروفچین، پرتاثیر، اخطارآمیز، اسرارآمیز، تردیدآمیز، تشرآمیز، نرسانیده، نگواریده، پرآتیه، آسیبدیده، بلاتکلیف، خودفریب، ناشنیده، نیارمیده، نامتعین، ننازیده، بازنپرسیده، شکوفایی، نکوچانیده، بازنگریسته، بهترینه، زیباترین، آغازیده، برنکشیده، هراسیدهبیشتر...

between_paragraphs_2

آدماتصویر، نخوابانیده، نرنجانیده، نچرخانیده، نکوچانیده، نیارامیده، اجبارآمیز، استدعاآمیز، اسرارآمیز، افتخارآمیز، اقتدارآمیز، انتقادآمیز، تمسخرآمیز، تنفرآمیز، خودشکوفایی، غرورآمیز، فریادآمیز، مداراآمیز، نهراسانیده، آزاردیده، اعجازانگیز، انزجارانگیز، تنفرانگیز، نلیسیده، نطلبیده، نهراسیدهبیشتر (قافیه های نزدیک)...

خودشکوفایی، افتخارآمیز، قیمتیترینه، کاروانسالار، دختربرادر، ارزشمندانه، خرداندیشانه، روستامنشانه، ظفرمندانه، پیروزمندانه، اخطاردهنده، بازخوانده، تعمیددهنده، تغییردهنده، خطانموده، فرونشاننده، نابودشده، هشداردهنده، پرشنونده، خمارآلوده، مسافرخانه، بازنمانده، براندازنده، سیگارکشیدن، قرارگرفتنبیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_3

نااندیشیده، تهدیدشونده، ارزشمندانه، اندوهمندانه، سخاوتمندانه، شرافتمندانه، قدرتمندانه، نیرومندانه، امیددهنده، انتشاردهنده، بازننمایانده، برانگیزاننده، تذکردهنده، تغییردهنده، تقاضادهنده، دردسردهنده، عبوردهنده، نویددهنده، پدیدارنمودهبیشتر (قافیه های نزدیک)...

جاثى علىٰ ركبتيه، اعتباردهندهبیشتر (قافیه های نزدیک)...

قافیه های نزدیک: 180 نتایج

بیشه، ریه، میزه، میله، هیز، بینه، تیره، تیشه، تیغه، جیره، خیره، ریخته، ریزه، ریشه، زیره، سینه، شیره، شیشه، نیمه، پیشه، پیله، پینه، پیچه، چیزه، چینه، کیسه، کینه، گیره، دیدن، لیکن، میدم، پیرم، ایزد، سیصد، میکده، پیشت، پیشش، پیشکش

پاریزه، جفاپیشه، صداپیشه، واریخته، تیوریزه، زیرسیستم، خرکیف، سرکیف، مرتیکه، مهمیز، بدپیله، بدکینه، برچیده، زنبیلچه، سربیشه، سرکیسه، سنگریزه، نریخته، پلتیک، دلپیچه، فجیره، فریزه، بگیرش، کرتیر، جورچین، گواینکه، دوتیغه، پربینش

between_paragraphs_4

به، ته، مه، نه، چه، که، دل، دله، سحر، سر، غیر، می، نی، هی، پر، پی، کی، گل، ام، بین، من، منه، هم، قدر، ست، عطر، فکر، یک، است، اسم، حس، حیف، سفر، شعر، عشق، قسم، مث، مثل، چشم، گرفتبیشتر...

مالمیر، رباتیک، رمانتیک، تقواپیشه، جفاپیشه، صداپیشه، فروریخته، برنچیده، هنرپیشه، برنچین، سنگچین، دلپیچه، زنبیلچه، سنگریزه، شاعرپیشه، زیرسیستم، پربینش، بالتیک، جورچین، چلوقیمه

جوانمردپیشه، آتشگیره، بابایم، چسبیدیم، بلاتکلیف، برنگردیم، بگشاییم، بیفشانیم، بیقراریم، نشناسیم، بیاییم، خوابیدیم، بسپریم، بشکنیم، بهترینم، بجوییم، مقصریم، میدونستیم

برهیدیم، سربکشیدیم، ننوشانیدیم، انگیزاندیم، نیاوردیم، پیمودیم، نمیفهمیم، نچرخانیدیم، برگشتیم، بشوراندیم، بچرباندیم، بیخودیم، نپروردیم

between_paragraphs_5

برنگردانیدیم، بچرخانیدیم، نچرخانیدیم، بترکاندیم، برگشتیم، بشوراندیم، نترکاندیم، نپلاساندیم، فروبنشانیم، نطلبیدیم، انگیزاندیم، بنمایاندیم، نفلسفیدیم، نپراکندیم

بازخواندیم، برگشودیم، بازننمایانیم، بازنماندیم، بپروراندیم، خواهشمندیم

فروننشاندیم، انترتینمنت، بازننمایاندیم

بازگشت به بالا

زبان های دیگر:

en_us en_gb es pt_br fr it de nl sv fi ru uk pl cs sk hr sr bg sq ro hu el tr az kk eo sw id ko ja zh_hans

آیا چیزی را پیدا نمی کنید ویا چیزی آنطور که باید کار کند، کار نمی کند؟
به ما خبر دهید!

آیا این فرهنگ لغت قافیه را دوست دارید؟ ما را لایک کنید و به اشتراک بگذارید: Like us on Facebook

results_right
results_after_content