تلفظ های جایگزین: سر ("!sare"), سر ("sor"), سر ("ser")

قافیه ها برای: سر (sar)

قافیه ها: 186 نتایج

ار، اگر، بر، تر، خر، در، درْ، دَر، ذر، زر، شر، شرع، عر، غر، فر، لر، مر، مرء، نر، هر، ور، ِ بر، ِ هر، پر، پَر، کر، گر، ہربیشتر (قافیه های نزدیک)...

افسر، اکثر، بادسر، باسر، خار سر، خارسر، بيسر، بیسر، تیزسر، میسر، اوسر، اون سر، ابصر، اثر، اعسر، اقصر، اكثر، بر سر، برسر، بصر، تاثر، تنسر، حثر، خصار، سروسر، سنگسر، لوسر، نسر، همسر، بسر، تيغ سر، قصر، قیصر، مرسر، پسر، یکسر، خودسر، دوسر، پرسر، کوثربیشتر (قافیه های نزدیک)...

بالاسر، بی اثر، تهرانسر، حداکثر، سراسر، تانیسر، آخرسر، آدم سر، آورسر، اسپنسر، باد در سر، براثر، بلااثر، بى اثر، بى بصر، بی بصر، تاثر، تنسر، تيز بصر، حق برسر، خاك برسر، خونسر، مختصر، مدثر، مفسر، ايسر، بابلسر، باليسر، جاليسر، خیره سر، دردسر، سربسر، سروسر، سنگسر، پرسر، سبکسربیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_1

حداکثر، ظفراثر، اسپانسر، بخت نصر، بلااثر، بلند افسر، تحسین اثر، خورشید اثر، خیر اثر، روانسر، روزنه سر، روشن بصر، زياده سر، زیغ البصر، سر تا بسر، شوريده سر، ظفر اثر، فکنده سر، فیروز اثر، آخرسر، آسیمهسر، برهنه سر، بی دردسر، سر تابسر، شانه بسر، شاهد پسر، پردردسر، بى پا و سر، بی پاو سر، تهرانسربیشتر (قافیه های نزدیک)...

آقابالاسر، سریع الاثر، مفقود الاثر، جلادت اثر، روزنك سر، ضعیف البصر، قصیر البصر، کیمیا اثر، پردردسر، انزجارآور، تنفرآور، دختربرادر، دخترخواهر، دردسرآور، اولیور، حجرالقمر، دانشمندپرور، فروزانفر، موردنظر، نانومتر، پرینتر، کرنومتر، انتخابگر، شمارشگر، پیکارگر، اسکوتر، جستجوگر، متصور، موادمخدربیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_2

افتخارآور، بی پدرومادر، دختربرادر، زن فعل سبز چادر، فوزنده خاور، ارزشمندتر، ثروتمندتر، قدرتمندتر، نانومتر، گالوانومتر، آتشين پيكر، اژدها پيكر، برابرنگر، قيامت پيكر، لا یتغیر، هفت طفل جان شکر، پاكيزه پيكر، برادرشوهر، گندنا گوهربیشتر (قافیه های نزدیک)...

برآن دل وبرآن سر، ارزشمندتر، قدرتمندتر، هفت قلعۀ خيبربیشتر (قافیه های نزدیک)...

قافیه های نزدیک: 198 نتایج

جر، ابره، ببر، بحر، بخر، بدر، بذر، بهر، جبر، جزر، حجر، حشر، حصر، خمر، دهر، زجر، زهر، سطر، شعر، شمر، شهر، صبر، صدر، عصر، عطر، عمر، فخر، فقر، قبر، قدر، قطر، قعر، قهر، مغر، مکر، نذر، هجر، چتر، کسر، گبربیشتر...

اثر، آخر، باور، مادر، بیشتر، دیگر، اینقدر، اندر، اگر، بدتر، خبر، دفتر، سحر، سفر، قدر، مگر، نظر، نفر، پرپر، کمتر، کمر، ببر، بهتر، حیدر، دلبر، دگر، شکر، پدر، انقدر، چقدر، دختر، گذر

between_paragraphs_3

بالاتر، برابر، برادر، تنهاتر، فراتر، یادآور، بازیگر، نزدیکتر، یکدیگر، افسونگر، جادوگر، نیلوفر، کبوتر، مختصر، آنقدر، انقدر، اینقدر، مکرر، همسفر، پرگهر، بهتر، تشکر، خاکستر، دربدر، دلار، عاشقتر، لشگر، کارگر، یکدگر، هرچقدر، رهگذر

بادآور، تماشاگر، دربرابر، دردآور، دوبرابر، نابرابر، یادآور، سرزمینتر، یکدیگر، اسکوتر، صرفنظر، نوامبر، پرشرر، پرگهر، آرایشگر، درمانگر، سرکارگر، قشنگتر، پژوهشگر، گزارشگر، اسکنر، زیرگذر، مدور

میانجیگر، الهامگر، حجرالقمر، موادمخدر، سرایشگر، سرنوشتار، سرینگر، نانومتر، پرورشگر، پیکارگر، کرنومتر، برادرشوهر، شمارشگر

between_paragraphs_4

ارزشمندتر، ثروتمندتر، قدرتمندتر، نانومتر، گالوانومتر، برادرشوهر، هفت نوبتی چرخ، طرابلوس غرب، دو قرص گرم و سرد، دونان گرم و سرد، خمیره صندل، نوبهارانت، بیخودیم، نمیفهمیم، باهامن، ببینتت، خاطرخواهتم، عاشقترینتم، میسوزونم، نامیدند، نمیخوادت، نمیخوادم، نیاسودم، نیمدونمبیشتر...

ارزشمندتر، قدرتمندتر، پاكان خط اول، بازننمایاند، برگشتیم، بشوراندیم، نپراکندیم، نچرخانیدیم، آیندهوون، بربیفراشتند، برگشتند، بپناهاندم

بازخواندیم، بازنماندیم، بازننمایانیم، برگشودیم، بپروراندیم، خواهشمندیم، بازنماندند، بازننمایاندم، فروننشاندن، فرونگذاردند، نپناهاندند

between_paragraphs_5

امیرالمومنین، بازننمایاندیم، بربالاى پاردم گوزيدن، فروننشاندیم، انترتینمنت، بازننمایاندند، بجوار حق پيوستن، فروننشاندند

در آيينه نقش پرى ديدن، قروتى شدن سعامله

هفت فرشتۀ ايام هفته

ببال ديكر پريدن

بازگشت به بالا

زبان های دیگر:

en_us en_gb es pt_br fr it de nl sv fi ru uk pl cs sk hr sr bg sq ro hu el tr az kk eo sw id ko ja zh_hans

آیا چیزی را پیدا نمی کنید ویا چیزی آنطور که باید کار کند، کار نمی کند؟
به ما خبر دهید!

آیا این فرهنگ لغت قافیه را دوست دارید؟ ما را لایک کنید و به اشتراک بگذارید: Like us on Facebook

results_right
results_after_content