تلفظ های جایگزین: شب ("!shabe")

قافیه ها برای: شب (shab)

قافیه ها: 201 نتایج

شبْ، اب، تب، ثعب، خلب، دب، رب، زب، طب، لب، هب، کب، گببیشتر (قافیه های نزدیک)...

آشب، اشعب، چادرشب، ای امشب، دی شب، دیشب، دیگشب، نیم شب، اونشب، بدرشب، سرشب، منشب، نخشب، هر شب، هرشب، گرد شب، امشب، خشب، یکشب، دوشب، ادب، اغلب، اقرب، صاحاب، صاحب، فاضلاب، یارب، اوجب، موجب، مودب، تعب، ثعلب، جرب، جلب، حسب، حلب، ذنب، ذهب، رجب، سبب، سلب، طرب، طلب، عجب، عرب، عزب، عصب، عقب، عقرب، غضب، لقب، مذهب، مرکب، مسبب، مشرب، مطلب، مقرب، منصب، مکتب، نسب، وجب، زینب، رطب، رکب، شعب، شکرلب، کوکببیشتر...

شباشب، فردا شب، پری شب، پریشب، اول شب، دیگر شب، مقشب، همه شب، حوشب، روز و شب، چادرشب، با ادب، باادب، سروصاحب، لبالب، مخاطب، ابله لب، اسپرسب، العجب، العرب، برحسب، بطلب، بلنداب، داوطلب، شکرلب، غیرعرب، لامذهب، لامصب، لامصّب، مجرب، مذبذب، مرتب، مرجب، مرنجاب، مظطرب، ملقب، منتجب، منتخب، منتصب، مکعب، میرعرب، میرغضب، ناظرنسب، نجارنسب، نطلب، وسلب، پوررجب، پورعرب، کدخدانسب، زیرلب، فاضلاب، مهاب، گرگاببیشتر...

between_paragraphs_1

امیرنخشب، دوشينه شب، دوشینه شب، چادرشب، بیت الادب، سروصاحب، پرمخاطب، آتش نسب، آشوب طلب، آهن عصب، ابوشنب، ارام طلب، بلاسبب، بوالعجب، بيجاده لب، دنیاطلب، زوارنسب، سجادنسب، عصارنسب، غیرعرب، فخارنسب، فرهادنسب، قصارنسب، مترمکعب، محمودنسب، مرشدنسب، معمارنسب، منصورنسب، موحدنسب، میرعرب، ناظرنسب، نامرتب، وحیدنسب، یغمانسب، ملتهب، ابومصعببیشتر (قافیه های نزدیک)...

پرمخاطب، ابوالعجب، ابولهب، استبدادطلب، استعمارطلب، اقتدارطلب، انحصارطلب، تجاوزطلب، تجددطلب، تصفيه طلب، جدیدالمذهب، رکابی مذهب، زياده طلب، سیمین غبغب، شافعی مذهب، عیسوی مذهب، فريدون نسب، ماجرا طلب، هرج و مرج طلب، پریشان مشرب، کشاده مشرب، گشاده مشرب، بلند كوكب، تيره كوكب، سوخته کوکببیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_2

تشیع مذهب، حشیشة الجرب، حشیشة الحلب، دو ميناى طرب، زيادتی طلب، محاسبه طلب، مخاطره طلببیشتر (قافیه های نزدیک)...

قافیه های نزدیک: 202 نتایج

جب، حب، دب، سب، عب، اسب، اشب، الب، تورب، ثرب، ثغب، جذب، جلب، حجب، حرب، حسب، خلب، درب، دعب، رطب، رکب، سلب، شرب، شعب، صعب، صلب، ضرب، عیب، غرب، غصب، قلب، نصب، نقب، وهب، چرب، کتب، کرب، کسب، کعب، کلببیشتر...

جاسب، لامسب، بازجذب، میاب، میکرب، مودب، غبغب، قصب، مضرب، محب، مصب، مورب، مچرب، گشتاسب، عنب، مروب، مسبب، مقلب، مهاب، تلعیب، دلچسب، یکضرب، مصعب، معرب، موجب، گتاب، گرگاب، توقلب، پرچرب

بی ادب، ابوشنب، اسپرسب، العرب، بدمذهب، بسبب، بلنداب، بو العجب، بولهب، بول‍ﮩ‍ب، بى ادب، بى طلب، بيسبب، بی سبب، بیعصب، تند غضب، لامصب، وسلب، بدمسب، مستحب، بيورسب، کرندغرب، تشنه لب، شکرلب، اورب، تلعیب، حاصلضرب، غیرچرب، فرداشب، نادلچسب، پرچرب، گشتاسب، بزرك طبع، تولب، زیرلب

between_paragraphs_3

سروصاحب، پرمخاطب، تارك ادب، تنقيح طلب، حضور طلب، خدا مشرب، خرد مشرب، خورشید غبغب، راحت طلب، رومی مشرب، سبکمشرب، سمن غبغب، سیمین غبغب، شورش طلب، غیرعرب، قصارنسب، مرشدنسب، منصورنسب، موحدنسب، آينه طبع، ايزد گشسب، بانو گشسب، تفسیده لب، ارکان حرب، حاصلضرب، حفرة الکلب، خانق الکلب، رقیق القلب

حشیشة الکلب، موتلع القلب، درختينه سبز، تلون طبع، پریود، ارزشمند، باریدند، بخوابند، خواندند، علاقمند، نامیدند، نیازمند، ببستند، برگردند، شکستند، ندیدند، نمیمیرد، گرفتند، نبردند

طرابلوس غرب، ارزشمند، بتوانند، برگشتند، بشکافند، سخاوتمند، شرافتمند، قدرتمند، نامیدند، کمالوند، نگرفتند

between_paragraphs_4

بازننمایاند، بربیفراشتند، برگشتند، بپرورانند، بچسباندند، بیازمودند، دربماندند، درنماندند، نترشاندند، نیازمودند

بازبستاندند، بازخواندند، بازنماندند، بازننمایانند، بازننهادند، برگشودند، بپناهاندند، فروننشانند، فرونگذاردند، نپناهاندند، بازخواندیم، بازنماندیم، بازننمایانیم، برگشودیم، بپروراندیم، خواهشمندیم، بازننمایاندم، فروننشاندن

امیرالمومنین، بازننمایاندیم، بربالاى پاردم گوزيدن، فروننشاندیم، انترتینمنت، بازننمایاندند، بجوار حق پيوستن، فروننشاندند

در آيينه نقش پرى ديدن، قروتى شدن سعامله

between_paragraphs_5

هفت فرشتۀ ايام هفته

ببال ديكر پريدن

بازگشت به بالا

زبان های دیگر:

en_us en_gb es pt_br fr it de nl sv fi ru uk pl cs sk hr sr bg sq ro hu el tr az kk eo sw id ko ja zh_hans

آیا چیزی را پیدا نمی کنید ویا چیزی آنطور که باید کار کند، کار نمی کند؟
به ما خبر دهید!

آیا این فرهنگ لغت قافیه را دوست دارید؟ ما را لایک کنید و به اشتراک بگذارید: Like us on Facebook

results_right
results_after_content