تلفظ های جایگزین: منم ("!manam3")

قافیه ها برای: منم (!manam)

قافیه ها: 300 نتایج

تنم، جنم، رنم، زنم، سنم، شبنم، صنم، عنم، غنم، قنم، مغنم، من هم، نم نم، ننم، هجنم، ازم، اشکم، بدم، برم، بستم، بندم، ترسم، ترم، ترکم، جرم، حرفم، حکم، خستم، دردم، دستم، رفتم، روم، زدم، سردم، سرم، شبم، شوم، قدم، قسم، قلبم، قلم، لبم، محرم، محکم، مرهم، مریم، مستم، نرم، نفسم، نگم، هستم، همدم، پرم، پرچم، چشمم، کردم، کسم، کشم، کمکم، گردم، گشتمبیشتر...

نتنم، بتنم، برنم، بازگردم، بازگشتم، نامحرم، واکردم، میرقصم، میگشتم، خونیم، برکردم، تهاجم، دربرفتم، درنروم، سرکشم، نازم، نبرم، نجنگم، نخندم، ندمم، نرنجم، نروم، نسلم، نقدم، نچرخم، نگردم، نگشتم، وررفتم، ورروم، ببستم، ببندم، بترسم، بخندم، بدرم، بزدم، بسرم، بشوم، بعدم، بغرم، بنهم، بچرخم، بگشتم، مهاجم، بتمرگمبیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_1

نم، بم، تم، جم، جمع، حم، خم، دم، رحم، رم، زم، شم، شمع، شَم، عم، غم، فم، كم، لم، مم، هم، ِ غم، پم، چم، ژم، کم، یمبیشتر (قافیه های نزدیک)...

درآورم، نمیبرم، نمیبستم، نمیزدم، نمیگردم، فرورفتم، فروروم، فروکردم، بیندازم، درنروم، دستمزدم، متهاجم، کمربندم، ابرکم، بتمرگم، تهاجم، خیرمقدم، دربرفتم، فکرکردم، مهاجم، پرجرم، پَرپَرم، ارزروم، باختنم، تابونم، توونم، رسونم، برافکنم، برونم، پراکنم، پیراهنم، گداختنم، رسیدنم، شنیدنم، نمیزنم، نمیکنم، کشیدنم، سوزوندنم، نبودنم، آوردنم، برسونم، برگشتنم، بشکونم، خوندنم، شکستنم، میشکونم، بربکنم، برینم، نرینم، نشکنم، وابکنم، بیونم، نیونمبیشتر...

بترسونم، برسونم، بسازونم، ترکونم، عموجونم، گذرونم، بخوابونم، برادرانم، بپراکنم، نپراکنم، بالینم، ناوینم، والدینم، آشیونم، بترکونم، بسوزونم، بچرخونم، خودمونم، میسوزونم، میچرخونم، بربتنم، فروبکنمبیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_2

بترکونم، بسوزونم، بقبولونم، بچرخونم، بچسبونم، خودمونم، میسوزونم، میچرخونم، ترسوندنم، نیمدونم، گذرونم، بترشاندم، برنجاندم، بمالاندم، بپروراندم، بپناهاندم، دربماندم، فروبدادم، فروبنشاندم، نترشاندم، نخشکاندم، نمیخوادم، نچسباندم، نفرمودم، نیاسودم، بربیفشاندم، بگریزاندم، فرونیامدم، نشناساندم، پروراندم، عاشقترینتم، بیازمودم، بربیاوردم، خاطرخواهتمبیشتر...

بازبستاندم، بازخواندم، برشگردونم، برگشودم، بازنماندم، بازننهادم، بپروراندم، بپناهاندم، فرونگذاردم، نپروراندم، نپناهاندم، قدرتمندم، گذروندم، فروننشانم، بازننمایانم، مهربان نگرانم، نباشم نمیتونم، همیشگیترینم، پلوتونیوم، ببخشودیم، بترکاندیم، برنگردانیدیم، برگشتیم، بشوراندیم، بچرخانیدیم، نترکاندیم، نپذیراندیم، نپلاساندیم، نپیمودیم، نچرخانیدیم، انگیزاندیم، بدرخشاندیم، بلیسیدیم، بنمایاندیم، بگریزاندیم، فرانگرفتیم، فروبنشانیم، فرونیامدیم، نطلبیدیم، نفلسفیدیم، نپراکندیم، پناهاندیمبیشتر...

between_paragraphs_3

فروننشاندم، بازننمایاندم، پلاسمودیوم، بازخواندیم، برگشودیم، فروننشانیم، بازنماندیم، بازننمایانیم، بازننهادیم، بپروراندیم، بپناهاندیم، خواهشمندیم، فرونگذاردیم، نپروراندیم، نپناهاندیمبیشتر (قافیه های نزدیک)...

فروننشاندیم، بازننمایاندیمبیشتر (قافیه های نزدیک)...

قافیه های نزدیک: 221 نتایج

ادم، بختم، برگم، تنگم، جنگم، حرم، خندم، درم، درهم، درکم، رقصم، رقم، رنجم، سنگم، صبرم، علم، غمم، فهمم، قهرم، محرم، مرحم، مرهم، مرگم، معلم، مغزم، نبضم، ندم، نشم، نهم، نیم، هردم، هستم، ورم، کرم، کندم، گردم، یکدم، سرگرم، میریم

العلم، بازگردم، نامحرم، بیفسرم، بیفکندم، میمیریم، پورمعلم، دررفتم، متکلم، نبلعم، نلمم، نپرم، نگردم، تهاجم، نورزم، ببلعم، بترکم، بتمرگم، برفتم، بلمم، بکندم، ژروم، مهاجم، بورزم، تکلم، پرجرم

between_paragraphs_4

ذم، بخم، بزم، جزم، حتم، حجم، حزم، ختم، خرم، خزم، خشم، خصم، خطم، دهم، رحم، ردم، رزم، رسم، رغم، زخم، زعم، سلم، شتم، شرم، شلم، شهم، صدم، ضخم، طعم، ظلم، عزم، قوم، نرم، نظم، هضم، وهم، پشم، چشم، کرم، گرمبیشتر...

درآورم، خیرمقدم، نمیگردم، کمربندم، متهاجم، تهاجم، مهاجم، آراگون، اسکاتزمن، بازارپسند، بناکردن، بوالحسن، دراگون، زنگارگون، سفیدگون، گرینلند، استروژن، اژدرافکن، دیگرگون، سودجستن، قرمزرنگ، اسکن، اکشن، بنهنبند، تهرون، تیرافکن، خودپسند، سرخگون، شهرفرنگ، نورافکن، گردنبند، گندمگونبیشتر...

مرواریدگون، گروینلند، محمدحسن، کلینزمن، آفتابگون، بازارپسند، سپرافکن، قرمزگون، نیازارند، آریازند، استعمارطلب، اقتدارطلب، الهامگر، انحصارطلب، فروزانفر، برکیارق، دانشمندپرور، دلاورپرور، محمدپرست، خورشیدپرست، سپیدرود، شهیدپرور، صاحبنظر، مادربرد، موردنظر، کیلومترمربع، گهررود، تجددطلب، موادمخدربیشتر...

between_paragraphs_5

برنجاندم، بمالاندم، بپناهاندم، دربماندم، درنماندم، فروبدادم، نخشکاندم، نمالاندم، نپناهاندم، میسوزونم، انگیزاندم، بازبگرداندم، بربیفشاندم، بنمایاندم، نیمدونم، بیازمودم

بازبستاندم، بازخواندم، برشگردونم، برگشودم، بازنماندم، قدرتمندم، بازخواندن، غیرمتمدن، بازنماندن، فرونگذاردن، برپانمودن

فروننشاندم، فروننشاندن، برپانمودن، بازننمایاندن، بحجت بر نيامدن، بد پسران خانه كن، درآب و آتش افگندن، در خضر آتش زدن، در پوستين كسى رفتن، فروننشانند، بازننمایانند، انترتینمنت، بازنماندند، فرونگذاردند، نپناهاندند

between_paragraphs_6

انترتینمنت، فروننشاندند، فروننشاندیم، بازننمایاندند، در پائى چراغ كمر بستن، بجوار حق پيوستن، امیرالمومنین، بربالاى پاردم گوزيدن، در مار ضحاكى كشيدن

قروتى شدن سعامله، در آيينه نقش پرى ديدن

هفت فرشتۀ ايام هفته

ببال ديكر پريدن

بازگشت به بالا

زبان های دیگر:

en_us en_gb es pt_br fr it de nl sv fi ru uk pl cs sk hr sr bg sq ro hu el tr az kk eo sw id ko ja zh_hans

آیا چیزی را پیدا نمی کنید ویا چیزی آنطور که باید کار کند، کار نمی کند؟
به ما خبر دهید!

آیا این فرهنگ لغت قافیه را دوست دارید؟ ما را لایک کنید و به اشتراک بگذارید: Like us on Facebook

results_right
results_after_content