تلفظ های جایگزین: هم ("hem")

قافیه ها برای: هم (ham)

قافیه ها: 269 نتایج

حم، بم، تم، جم، جمع، خم، دم، رحم، رم، زم، شم، شمع، شَم، عم، غم، فم، كم، لم، مم، نم، ِ غم، پم، چم، ژم، کم، یمبیشتر (قافیه های نزدیک)...

آهم، ادهم، ارحم، اهم، با هم، باهم، تا هم، تفاهم، خواهم، راهم، شاهم، فاهم، ماهم، کاهم، اينهم، بیهم، اوهم، روحم، کوهم، اسحم، بر هم، برهم، تهم، رهم، سحم، سرهم، شب‍ﮩ‍م، طرحم، لهم، مرهم، ملحم، مل‍ﮩ‍م، نهم، وفهم، به هم، بهم، جهم، درهم، دهم، مزحم، منهم، دژهم، زلحم، صبحمبیشتر (قافیه های نزدیک)...

بازخواهم، بخواهم، بکاهم، تفاهم، سوتفاهم، سیاهم، فراهم، ماباهم، میخواهم، نخواهم، نکاهم، نگاهم، همراهم، پادشاهم، پناهم، کلاهم، گمراهم، گناهم، تفریحم، نکوهم، پژوهم، گروهم، اللهم، الیهم، برنهم، بنهم، بیرحم، تفهم، شانزدهم، علیهم، متهم، نرهم، ننهم، وانهم، یازدهم، بجهم، بدهم، دردهم، میدهم، نجهم، ندهم، ستهم، موهم، نگهمبیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_1

اشتباهم، افتضاحم، برنخواهم، بپناهم، بیپناهم، تکیه گاهم، خودخواهم، دانشگاهم، روبه راهم، سوتفاهم، فرودگاهم، نمی خواهم، نمیخواهم، نپناهم، پادشاهم، بنکوهم، بپژوهم، ننکوهم، نپژوهم، برننهم، برهم درهم، بيت لحم، درهم برهم، ماهی درهم، واننهم، بازبنهم، برجهم، برنجهم، درندهم، فرودهم، وابنهم، کنارهم، انتظارم، بیقرارم، خاطراتم، روزگارم، نمیذارم، نمیزارم، نگرانم، گرفتارم، آتیشم، مینویسم، نازنینم، نفهمیدم، آسمونم، فراموشم، مهربونم، نمیتونم، نمیدونم، پریشونم، پشیمونم، دلواپسم، دیوونتم، نمیکردم، آخرشم، آرامشم، ایرانم، ترینم، خیالتم، سرنوشتم، عادتم، عاشقتم، میدونستم، نتونستم، کنارتم، نمیکنمبیشتر...

between_paragraphs_2

پرنده ها هم، سام ازهام، ماهی درهم، فروبدهم، متوجهم، بچرخانم، خستگیهام، دلتنگیام، نمیشناسم، بابایم، بجوییم، بسپریم، بشکنیم، بگشاییم، بیفشانیم، بیقراریم، خوابیدیم، عزیزترینم، بفشاندم، بنشاندم، نمیذاشتم، آشیانم، بسرایم، بسوزانم، بشکافم، بگذاریم، بیقرارتم، متنفرم، نتوانستم، نمیدونستمبیشتر...

برهیدیم، برگشتیم، بچرباندیم، بیخودیم، سربکشیدیم، نمیفهمیم، ننوشانیدیم، نچرخانیدیم، نیاوردیم، پیمودیم، برنجاندم، بپناهاندم، خاطرخواهتم، عاشقترینتم، میسوزونم، نمیخوادم، نیاسودم، نیمدونم، پروراندمبیشتر (قافیه های نزدیک)...

انگیزاندیم، ببخشودیم، بترکاندیم، بدرخشاندیم، برنگردانیدیم، برگشتیم، بشوراندیم، بلیسیدیم، بنمایاندیم، بچرخانیدیم، بگریزاندیم، فرانگرفتیم، فروبنشانیم، فرونیامدیم، نترکاندیم، نطلبیدیم، نفلسفیدیم، نپذیراندیم، نپراکندیم، نپلاساندیم، نپیمودیم، نچرخانیدیم، پلوتونیوم، بپناهاندمبیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_3

بازخواندیم، بازنماندیم، بازننمایانیم، بازننهادیم، برگشودیم، بپروراندیم، بپناهاندیم، خواهشمندیم، فروننشانیم، فرونگذاردیم، نپروراندیم، نپناهاندیم، پلاسمودیوم، بازننمایاندمبیشتر (قافیه های نزدیک)...

بازننمایاندیم، فروننشاندیمبیشتر (قافیه های نزدیک)...

قافیه های نزدیک: 205 نتایج

ذم، بخم، بزم، جزم، حتم، حجم، حزم، ختم، خرم، خزم، خشم، خصم، خطم، دهم، رحم، ردم، رزم، رسم، رغم، زخم، زعم، سلم، شتم، شرم، شلم، شهم، صدم، ضخم، طعم، ظلم، عزم، قوم، نرم، نظم، هضم، وهم، پشم، چشم، کرم، گرمبیشتر...

آدم، بازم، باشم، جانم، حالم، دادم، دارم، واسم، یادم، دیدم، میدم، میرم، میشم، میگم، پیشم، بودم، جونم، دونم، ازم، دستم، رفتم، سرم، قدم، قلبم، منم، هستم، کردم، برم، بشم، بگم، دلم، عشقم، خودم، شدم، مردم، کنم، گفتم

between_paragraphs_4

قرارم، میارم، نباشم، ندارم، کنارم، ببینم، بمیرم، بگیرم، دلگیرم، رسیدم، عزیزم، فهمیدم، میبینم، میمیرم، میگیرم، نبینم، ندیدم، نمیشم، آرومم، بمونم، دیوونم، میدونم، میمونم، نبودم، هنوزم، وجودم، اومدم، باورم، بزنم، میترسم، میزنم، نفسم، نکردم، عاشقم، بکنم، میکنم

آشیانم، امیدوارم، نتوانم، نمیارم، نمیخواستم، خوابیدم، زمستونم، مجبورم، برمیگردم، برنگردم، بشنوم، دلواپسم، دیونتم، میگذرم، نمیکنم، خیالتم، دخترم، فریبم، مغرورم، منتظرم، نوازشم، چراغم، آسمونم، پشیمونم

استخوانم، بچرخانم، بابایم، بهترینم، بیفشانیم، تنهاترینم، خوابیدیم، مقصریم، میدونستیم، هرکدوم، آشیونم، بدکردم، برنمیگردم، میسوزونم، نیاسودم، هلاکتم، شکستنم، نمیذاشتم، کلماتم

between_paragraphs_5

انگیزاندیم، بتکانیدیم، بجهاندیم، برگشتیم، بشوراندیم، سربکشیدیم، نلولیدم، نپروردیم، چسباندیم، برنجاندم، بپناهاندم، میسوزونم، نیمدونم، خاطرخواهتم، عاشقترینتم

بازنمانیم، برگشتیم، بنمایاندیم، بچرخانیدیم، بگسترانیدیم، فروبگذاردیم، نبخشودیم، نجنباندیم، نهراسیدیم، نچرخاندیم، نچرخانیدیم، وابرهاندیم، پناهاندیم، بپروراندم

بازخواندیم، بازنماندیم، برگشودیم، خواهشمندیم، فروننشانیم، پلاسمودیوم، فروننشاندم

فروننشاندیم، امیرالمومنین، بربالاى پاردم گوزيدن، در مار ضحاكى كشيدن، انترتینمنت، بازننمایاندند، بجوار حق پيوستن، در پائى چراغ كمر بستن، فروننشاندند

between_paragraphs_6

در آيينه نقش پرى ديدن، قروتى شدن سعامله

هفت فرشتۀ ايام هفته

ببال ديكر پريدن

بازگشت به بالا

زبان های دیگر:

en_us en_gb es pt_br fr it de nl sv fi ru uk pl cs sk hr sr bg sq ro hu el tr az kk eo sw id ko ja zh_hans

آیا چیزی را پیدا نمی کنید ویا چیزی آنطور که باید کار کند، کار نمی کند؟
به ما خبر دهید!

آیا این فرهنگ لغت قافیه را دوست دارید؟ ما را لایک کنید و به اشتراک بگذارید: Like us on Facebook

results_right
results_after_content