قافیه ها برای: وطن

قافیه ها: 283 نتایج

اتن، اختن، برتن، بستن، تشتن، تفتن، تنتن، جستن، جفتن، خستن، خستهن، خفتن، خوستن، رستن، رفتن، سختن، شتن، قطن، متن، نرم تن، هستن، هفت تن، وشتن، پتن، پنج تن، چبتن، چفتن، کتن، کفتن، گشتن، اردن، ازمن، اصلاً، اصن، افکن، بدن، برزن، بهمن، ترن، ثمن، جشن، حتماً، حزن، حسن، خرمن، خفن، دمن، دهن، رحمن، رسن، رهزن، رون، زدن، زمن، سردن، شمردن، عدن، قطعاً، قلبن، لجن، لندن، لگن، مخزن، مزن، مسکن، مشکن، معدن، نزن، نشکن، همن، وسن، پرن، چمن، کردن، کفن، کندن، گردن، گون، یمنبیشتر...

الوطن، بازجستن، بازگشتن، وارفتن، میرفتن، سودجستن، دررفتن، درنرفتن، سررفتن، سرسختن، نبستن، نجستن، نخفتن، نرستن، نرفتن، نگشتن، وررفتن، باتن، تورستن، آرسن، آرگون، الرحمن، بناکردن، دراگون، ساززدن، ماهگون، پاتوژن، پاگون، گاززدن، تیرافکن، شیرافکن، قیرگون، میپرن، پیرحسن، رودهن، سوپرمن، نورافکن، اتیلن، برگردن، تهرون، خردکن، ردکردن، زرگون، سبزگون، سدکردن، سردکن، نزدن، نشمردن، نورمن، همگون، باسن، برمن، بنزن، بپرن، چمنزن، ژرمن، کدکن، بردسکن، سرخگون، قلمزن، موتوژنبیشتر...

between_paragraphs_1

تن، تنه، خن، دن، زن، سدً، شن، عن، غن، لحن، لن، من، مونه، ه من، هن، ون، ِ من، پن، ژن، کنبیشتر (قافیه های نزدیک)...

فروبستن، فرورفتن، درنرفتن، سودجستن، آراگون، اسکاتزمن، بناکردن، بوالحسن، دراگون، رویاگون، زنگارگون، سیاهگون، سیمابگون، میرزاحسن، سفیدگون، ابوحسن، استروژن، اژدرافکن، بردسکن، برنشمردن، جگرگون، دیگرگون، سپرافکن، لگدزدن، اسکن، اکشن، تهرون، تیرافکن، ساززدن، سرخگون، صادرکردن، قرمزگون، ماهگون، نورافکن، پیرحسن، گاززدن، گندمگونبیشتر (قافیه های نزدیک)...

مرواریدگون، محمدحسن، کلینزمن، آفتابگون، سپرافکن، قرمزگون، برنتافتن، برنخاستن، نانوشتن، بازنجستن، تهمتن، فرونرفتن، برنگشتن، درنگذشتن، آشیان بستن، سپسا رفتن، علانیةً، بازنگشتن، در ب‍ﮩ‍م رفتن، لافونتن، مسامحةً، بر شير نشسعن، در پيوستن، فرو نشستن، منتظرتنبیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_2

صرحة ً برحة ً، بر شتر نشستن، بر مسائل گشتن، منتظرتن، باهامن، برننهادن، برنگرداندن، درنماندن، نترشاندن، نقبولاندن، نمالاندن، وانرهاندن، برنگشودن، نانمودن، نیاسودن، بازنستاندن، نیازمودن، بازنیاوردن، برنیاوردن، ماهرشدن، متحدشدن، منفجرشدن، کبودشدن، برایتمنبیشتر (قافیه های نزدیک)...

در بار كمان رفتن، بر شست پا نشستن، بازخواندن، غیرمتمدن، بازنماندن، بازننهادن، فرونگذاردن، نپناهاندن، برپانمودن، بگذرونن، قدرتمندن، متقاعدشدن، گذروندنبیشتر (قافیه های نزدیک)...

فروننشاندن، برپانمودن، بازننمایاندن، بحجت بر نيامدن، بد پسران خانه كن، درآب و آتش افگندن، در پوستين كسى رفتن، در خضر آتش زدن، بباطن كسى گذاشتن، بتلخ و ترش رضا دادن، بر شير نر زين ن‍ﮩ‍ادن، غبار و آدم و آهن، دو خيط ملون، در پست و بلندى بودن، آتشوادىء ايمن، خاکسترنشینبیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_3

در پائى چراغ كمر بستن، دهن كشاى غيبت كردن، بجوار حق پيوستن، امیرالمومنین، بربالاى پاردم گوزيدن، در مار ضحاكى كشيدنبیشتر (قافیه های نزدیک)...

در آيينه نقش پرى ديدنبیشتر (قافیه های نزدیک)...

ببال ديكر پريدن

قافیه های نزدیک: 201 نتایج

ادون، ارشن، ارعن، ارن، ارﮊن، اسمن، اسن، اشن، اصن، اعين، اغلن، افگن، بندن، درن، ذقن، رسماً، رمیدن، سرزن، سمن، شمن، عفن، غربن، لبن، لشن، مدفن، مرزن، مغزن، مکمن، نشن، هرمن، هلمن، وهن، پرون، چشن، کشن، گرگن، اغن، نسرین، گوزن

بازشمردن، داوسن، ماهگون، ناکردن، نژادبهمن، هالوژن، کارکردن، فیوژن، میبندن، میرحسن، میپلکن، میکردن، میگردن، خودمن، پورحسن، بردسکن، درارن، سرزدن، متادون، نرمیدن، نکندن، چمنزن، کلرمن، الوطن، الرحمن، بارن، ببندن، تهرون، فکرکن، دررفتن، اتیلن، خردکن، پرکردن

between_paragraphs_4

دن، ظن، فن، اتن، افن، بطن، تبن، ثفن، جشن، جفن، ج‍ﮩ‍ن، حبن، حتن، حجن، حرن، حزن، حقن، ختن، درن، دفن، دهن، ذقن، رزن، رهن، سمن، صحن، صفن، طعن، عدن، غبن، غمن، قرن، لحن، لشن، لعن، متن، نتن، وجن، وزن، کفنبیشتر...

آفتابگون، رویاگون، سرباززدن، سیاهگون، نژادبهمن، نمیرسن، فروکردن، بازنشمردن، قرمزگون، پیوندزدن، امعا، برنشمردن، تهرون، ردکردن، سبزگون، سدکردن، شیرافکن، فکرکردن، میرحسن، واردکردن، پرکردن، کارکردن، کلرمن، کورتزمن، سپرافکن

گروینلند، بازارپسند، نیازارند، آریازند، استعمارطلب، اقتدارطلب، الهامگر، انحصارطلب، فروزانفر، برکیارق، دانشمندپرور، دلاورپرور، محمدپرست، خورشیدپرست، سپیدرود، شهیدپرور، صاحبنظر، مادربرد، موردنظر، کیلومترمربع، گهررود، تجددطلب، موادمخدربیشتر...

between_paragraphs_5

برننهادن، درنماندن، نمالاندن، نپذیراندن، نپلاساندن، نچسباندن، بازنستاندن، بازنمایاندن، بازنهادن، نفلسفیدن، بازنگشودن، نیازمودن، ماهرشدن، متحدشدن، منفجرشدن، کبودشدن

بازخواندن، غیرمتمدن، بازنماندن، برپانمودن، قدرتمندن، متقاعدشدن

فروننشاندن، فروننشاندم، برپانمودن، بازننمایاندم، فروننشانند، بازننمایانند، انترتینمنت، بازنماندند، فرونگذاردند، نپناهاندند

انترتینمنت، فروننشاندند، فروننشاندیم، بازننمایاندند، صومعه داران فلك، امیرالمومنین، بازننمایاندیم

قروتى شدن سعامله

هفت فرشتۀ ايام هفته

between_paragraphs_6
بازگشت به بالا

زبان های دیگر:

en_us en_gb es pt_br fr it de nl sv fi ru uk pl cs sk hr sr bg sq ro hu el tr az kk eo sw id ko ja zh_hans

آیا چیزی را پیدا نمی کنید ویا چیزی آنطور که باید کار کند، کار نمی کند؟
به ما خبر دهید!

آیا این فرهنگ لغت قافیه را دوست دارید؟ ما را لایک کنید و به اشتراک بگذارید: Like us on Facebook

results_right
results_after_content