تلفظ های جایگزین: چشم ("cheshm"), چشم ("!chashme"), چشم ("chashm")

قافیه ها برای: چشم (!cheshme)

قافیه ها: 288 نتایج

اسم، بسم، ترمه، جسم، خيمه، خیمه، زخم، چشمه، چشمِ، چمه، کرم، گرمه، بده، بره، بسه، بشه، بگه، بین، تشنه، تلخه، ته، تکیه، جنس، حس، حیف، دل، دله، دلِ، زنده، سنگ، سیل، شعر، شکل، عشق، عشقه، عشقِ، عین، غیر، فکر، قصه، مث، مثل، مثله، مثلِ، مثه، مهر، هدیه، هق، هل، هله، پی، چهره، چیه، کیه، گرد، گره، گریه، گلهبیشتر...

ارگاسم، نورچشم، هواسم، زهرچشم، متاسم، نچشم، توچشم، مچکرم، پرزخم، آلکس، آوریل، الکس، بالگرد، باکس، خوابگرد، سالگرد، ساکس، فاکس، ماکس، هاکس، کاردل، ایکس، بیلکس، فیکس، لیپی، میکس، میگره، کیبورد، خوابن، فولکس، حماس، درضمن، رفلکس، عبدل، متشکل، نخیر، پسورد، کجاس، کندذهن، باند، بخیر، بورد، بکس، بگرد، بگرده، ریلکس، هیپی، ویبره، پیگرد، دوبین، دودل، رکوردبیشتر...

between_paragraphs_1

مه، اى، ب، به، بہ، ت، ث، خ، ده، دِ، ز، زِ، سه، شه، ف، قبر، كه، ل، له، ه، هه، ي، يه، ِ یه، پ، چ، چه، ژ، ک، که، ی، یهبیشتر (قافیه های نزدیک)...

نورچشم، پرزخم، بیماردل، جهانگرد، دریاگرد، دستاورد، صحراگرد، وفامهر، گرانسنگ، گفتاورد، خمیرشکل، ریلکس، قویدل، دگرشکل، روشنفکر، عقبگرد، نامتعین، چرتکه، کندذهن، ادله، بالگرد، تلکس، خوابگرد، دستگرد، سالگرد، ماهچهره، نامقید، پیگرد، کاردل، کلودل، کورتکس، ابوسهل، استنسیلبیشتر (قافیه های نزدیک)...

آریامهر، بیابانگرد، تغییرشکل، ایرانمهر، بزرگمهر، بیداردل، تلفکس، روانمهر، روشنفکر، عاشقاس، عزیزدل، گزارشگره، هزارچهره، اسالم، بابامه، رگهامه، غیرسالم، فریدومه، چشمانومه، برهمه، پرکرشمه، افتخارمه، بدخشانمه، سادگیمه، سراسیمه، اندازمه، دخترمه، سابقمه، طرفمهبیشتر (قافیه های نزدیک)...

between_paragraphs_2

سراسیمه، ناتمومه، پرهمهمه، دلتنگیامه، محمدقاسم، مهمانومه، چشمانومه، افتخارمه، مادربزرگمه، ابرستاره، جعفرآبادی، عاشورآبادی، مهرآبادی، میرآبادی، نصیرآبادی، خمارآلوده، دستنوشته، غیرمنتظره، آهنگرخانه، سفارتخانه، محمدصادق، مسافرخانه، مهمانخانه، نمازخانه، ایثارگونه، مستندگونه، معماگونه، بازارگرمی، برافراشته، بیابانگردی، غبارگرفته، قرارگرفتهبیشتر...

بلااستفاده، پراستفاده، خسروآبادی، مجیدآبادی، مسافرخانه، موردعلاقه، انفجارگونه، بخارآلوده، خمارآلوده، دیوارنوشته، غبارآلوده، مسافرخونه، ارزشمندانه، خرداندیشانه، روستامنشانه، ظفرمندانه، پیروزمندانه، اخطاردهنده، بازخوانده، تعمیددهنده، تغییردهنده، خطانموده، فرونشاننده، نابودشده، هشداردهنده، پرشنونده، بازنمانده، براندازنده، دختربرادر، سیگارکشیدن، قرارگرفتنبیشتر...

between_paragraphs_3

نااندیشیده، تهدیدشونده، ارزشمندانه، اندوهمندانه، سخاوتمندانه، شرافتمندانه، قدرتمندانه، نیرومندانه، امیددهنده، انتشاردهنده، بازننمایانده، برانگیزاننده، تذکردهنده، تغییردهنده، تقاضادهنده، دردسردهنده، عبوردهنده، نویددهنده، پدیدارنمودهبیشتر (قافیه های نزدیک)...

جاثى علىٰ ركبتيه، اعتباردهندهبیشتر (قافیه های نزدیک)...

قافیه های نزدیک: 226 نتایج

حس، ذهن، زور، شعر، عشوه، قصه، مث، بده، بچه، تشنه، خانه، زنده، میده، چشمه، گره، گله، خاطر، بهم، ترسم، ترکم، نزن، شود، نکرد، اسمت، بهت، دلت، عشقت، فکرت، اسمش، برس، بهش، بهشت، بکش، دلش، سرش، عشقش، نترس، نشست، گرفت

نامقید، صحافخانه، مسافرخانه، نمازخانه، چاپخانه، کارکشته، نامنظم، تیزپی، میگره، میگرفت، دوبین، دودل، روبین، رونوشت، خرزور، دستگرد، نکشته، نسرند، نسنجد، نشکفت، نفرست، ننوشت، نگرفت، الکس، تلکس، بگرده، پشگل، بترسم، بفرست، درضمن، کندذهن، پرفلفل، نوفرست

between_paragraphs_4

به، ته، سه، مه، نه، چه، که، دل، دله، سحر، سر، غیر، می، نی، هی، پر، پی، کی، گل، ام، بین، من، منه، هم، قدر، ست، عطر، فکر، یک، است، اسم، حس، حیف، سفر، شعر، عشق، قسم، مث، مثل، گرفتبیشتر...

دارابگرد، صحراگرد، دواتخانه، راهدارخانه، زرادخانه، غسالخانه، مبازره، نمازخانه، نوانخانه، فرابگرفت، فراگرفت، پیگرد، نمیدمت، زنبورخانه، فرونشست، روشنفکر، چرتکه، رصدخانه، مدرنیزه، پسربچه، بازنگرفت، ریلکس، عقبگرد، قویدل، نامتعین، گلچهره، کارکشته، پرفلفل، بالگرد

بیابانگرد، تماشاخانه، آهنگرخانه، سفارتخانه، روشنفکر، آتشخانه، تاریکخانه، تکرارحرفه، فولادزره، مادرجنده، ماهیخانه، محضرخانه، مسافرخانه، مهمانخانه، نمازخانه، پدرکشته، گزارشگره، پرینگل، تلفنخانه، برنگشته، استفاده، روزگاره، سرونازه، آشیانم، بشکافم، انتظارت، گرفتارت، بوسیدمت، تابستونه، فراموشی، پریشونی، پشیمونی، سلامتی، سوزنده، متولد، متنفرم، دلواپست، منتظرتبیشتر...

between_paragraphs_5

مسافرخانه، ابرستاره، عسکرآبادی، خمارآلوده، غیرمنتظره، کلیدواژه، عندالمطالبه، عاشقترینتم، چشمانومه، استبدادگونه، برافراشته، بیابانگردی، غبارگرفته، قرارگرفته، خاطرخواهتم، ببینتت

بلااستفاده، خسروآبادی، غبارآلوده، بترکاندیم، برنگردانیدیم، برگشتیم، بشوراندیم، نترکاندیم، نپلاساندیم، نچرخانیدیم، روستامنشانه، تغییردهنده، انگیزاندیم، فروبنشانیم، نطلبیدیم، نپراکندیم، متقاعدکننده، بپناهاندم

بازخواندیم، برگشودیم، بازنماندیم، بازننمایانیم، بپروراندیم، خواهشمندیم، سخاوتمندانه، شرافتمندانه، نیرومندانه، بازننمایاندم

between_paragraphs_6

فروننشاندیم، انترتینمنت، بازننمایاندیم

بازگشت به بالا

زبان های دیگر:

en_us en_gb es pt_br fr it de nl sv fi ru uk pl cs sk hr sr bg sq ro hu el tr az kk eo sw id ko ja zh_hans

آیا چیزی را پیدا نمی کنید ویا چیزی آنطور که باید کار کند، کار نمی کند؟
به ما خبر دهید!

آیا این فرهنگ لغت قافیه را دوست دارید؟ ما را لایک کنید و به اشتراک بگذارید: Like us on Facebook

results_right
results_after_content