کوکی ها را مرور کنید

این صفحه از کوکی ها استفاده می کند ، تا ما بتوانیم بفهمیم که نتایج به دست آمده برای شما ، به اندازه کافی سریع بوده است. اطلاعات بیشتر تنظیم کوکی ها

قبول می کنم
تلفظ های جایگزین: کرد (kord)

قافیه ها برای: کرد (kard)

قافیه ها: 91 نتایج

گرد، طرد، درد، برد، چرد، فرد، صرد، سرد، ورد، زرد، غرد، نرد، مرد، لرد

دهکرد، بکرد، واکرد، همکرد، برکرد، دیرکرد، شهرکرد، بدرد، ندرد، پادرد، بچرد، بسرد، نچرد، توزرد، بغرد، نغرد، نکرد، میکرد، ولگرد، مگرد، پرگرد، برگرد، شبگرد، سردرد، همدرد، پردرد، نبرد، بیدرد، رادمرد، آبسرد، دلسرد، خونسرد، نورد، لاجورد، ناورد، آورد، آزرد، پایمرد، نامرد

فروکرد، نمیکرد، عملکرد، برنگرد، پردرد، زانودرد، بنورد، بپرورد، رهنورد، آلوزرد، هماورد، برآورد، جوانمرد، رویکرد، کارکرد، یادکرد، برنکرد، وانکرد، برمگرد، بازمگرد، کمردرد، گلودرد، پهلودرد، درننورد، ننورد، کوهنورد، سوسنجرد، فاینورد، نیازرد، بیازرد

دربنورد، دریانورد، هوانورد، صحرانورد، ناجوانمرد، فرونکرد، درمنورد، فضانورد

قافیه های نزدیک: 190 نتایج

کر، اگر، گر، پر، پَر، تر، درْ، دَر، در، بر، شرع، فر، شر، سر، ور، زر، ذر، غر، نر، مر، لر، خر، هر، ار، کد، گد، پد، بعد، دد، بد، صد، سد، زد، قد، غد، مد، ید، رد، هد، حدبیشتر...

قلاشتر، شکر، پیکر، بگذر، بنگر، دگر، جگر، مگر، اگر، دیگر، دختر، بهتر، بستر، پرپر، خطر، کمتر، کفتر، دفتر، بدتر، زودتر، بیشتر، کندر، حیدر، پدر، بدر، دلبر، ببر، هدر، بندر، اندر، قدر، خبر، تبر، مادر، کشور، قصر، پسر، نفر، صفر، سفربیشتر...

نزدیکتر، یکدگر، کارگر، جادوگر، افسونگر، یکدیگر، بازیگر، بهتر، عاشقتر، خاکستر، محکمتر، بلندتر، روشنتر، کبوتر، عزیزتر، شیرینتر، تنهاتر، فراتر، زیباتر، بالاتر، پیمبر، دربدر، معتبر، انقدر، باخبر، اینقدر، بیخبر، آنقدر، برادر، برابر، دردسر، مختصر، همسفر، نیلوفر، سراسر، رهگذر، نگذر، منفجر، شناور، سماوربیشتر...

فروزشگر، ستایشگر، بخشایشگر، نصیحتگر، حجامتگر، تکاپوگر، یکدیگر، تمشاگر، انتخابگر، آشکارگر، کیمیاگر، نمایانگر، آشناتر، هواپیمابر، دوبرابر، نابرابر، پردردسر، اثناعشر، مدور، پدرشوهر، بربیاور، مخیر، شورشگر، کرنشگر، پرستشگر، یکسونگر، نویدگر، نمایشگر، ژرفانگر، مهیاگربیشتر...

جستجوگر، حکایتگر، آندومتر، نانومتر، مسافربر، نامدور، متصور، اولیور، نگارشگر، سرایشگر، برآوردگر، پیکارگر، پیکانگر، الهامگر، میانجیگر، کرونومتر، کرنومتر، موادمخدر، فروزانفر، آقابالاسربیشتر...

گالوانومتر، دختربرادر، بازننهند، نامیدند، برانگیزند، بازشمارند، بشکافند، بنگارند، براندازند، شرافتمند، بیازمودند، نیازمودند، بازبگردیدند، فرونگذاردند، بازنگذاردند، نترشاندند، بازبرساندند، بپناهاندند، نپناهاندند، پناهاندندبیشتر...

بازگشت به بالا

زبان های دیگر:

en_us en_gb es pt_br fr it de nl ru uk pl cs sk hr sr bg sq ro hu fi sv el tr az eo sw id ko ja zh_hans

آیا چیزی را پیدا نمی کنید ویا چیزی آنطور که باید کار کند، کار نمی کند؟
به ما خبر دهید!

آیا این فرهنگ لغت قافیه را دوست دارید؟ ما را لایک کنید و به اشتراک بگذارید: